
گفتوگو با مجيد صالحي، كارگردان 3×4
سعي مي كنم بر اساس راحتيام فضاي منزلم را بچينم
مجيد صالحي، بازيگر نامآشناي طنزهاي تلويزيوني، اين بار در قالب يك كارگردان سريال "سه در چهار" را هدايت كرده است. به بهانه پخش موفق اين سريال به سراغ او رفتيم تا با ايدههاي دكوراتيو او آشنا شويم.
چه شد كه رفتيد سراغ كاگرداني؟
كارگرداني من به اين كار برنميگردد. رشته من در دانشگاه بازيگري و كارگرداني بود و از سالها قبل به فكر اين موضوع بودم. به عنوان مثال در سريال دلبندم، دستيار كارگردان رضا عطاران بودم و چند قسمت از رابينهود در قطار ابدي را نيز به لطف رضا من كارگرداني كردم. قبل از اين هم هفت سال پيش سريال آشتيكنان را كار كرده بودم. حتي در ترش و شيرين به عنوان مشاور كارگردان كنار رضا عطاران بودم و خيلي چيزها ياد گرفتم. از آن موقع شرايط مناسبي پيش نيامده بود كه دوباره سراغ كارگرداني بروم. تا اينكه شرايط "سه در چهار" به وجود آمد.
سريال "سه در چهار" را چطور سريالي ميبينيد؟ همانطور كه ميخواستيد از آب درآمد يا نه؟
تقريبا ميشود گفت هفتاد درصد نزديك به چيزي بود كه ميخواستم. ولي يك بخشي لطف خدا و شانس و اقبال بود كه بيشتر از حد كيفيتش با مردم ارتباط برقرار كرد. مهم براي من ارتباط با مخاطب بود؛ من نه ميخواستم يك كار فاخر هنري بسازم و نه يك كار آبكي.
براي خودتان بحث كارگرداني جديتر است يا بحث بازيگري؟
هر دو را دوست دارم. هركدام وقتي در معناي درستش انجام شود برايم جدياست. همين الان خيلي كارها براي بازيگري پيشنهاد ميشود ولي آن چيزي كه خواسته دل من نباشد را انجام نميدهم. دوست دارم با حوصله كار كنم. من الان دو تا فيلم سينمايي اكران نشده دارم و دوست دارم كمي صبر كنم. در زمينه كارگرداني هم همينطور. در كل بازيگري و هم كارگرداني دغدغههايم هستند و برايم جدياند ولي به شرطي كه در جاي درستش اتفاق بيافتد.
فكر ميكنيد در زمينه بازيگري هنوز جاي جلو رفتن و پيشرفت كردن داريد؟
اين مسير ته ندارد. هرچه جلوتر بروي باز چيز جديدي براي كشف كردن هست.
چه شد كه داماد خانواده وارد ماجراي سه در چهار شد؟
از ابتدا قرار بود داماد خانواده از قسمت 20 به بعد وارد فيلمنامه شود، ولي نه به اين شكل؛ متاسفانه به دليل نداشتن آقاي كاسبي در قسمتهاي آخر، ناگزير شديم داماد خانواده را به اين شكل وارد كنيم. قرار بود رحمان و سيروس با هم فرار كنند و بيژن و امير (داماد خانواده) با هم باشند كه چنين نشد.
من به شخصه فكر نميكردم مجيد صالحي بتواند از پس اين كار بربيايد. آن هم در آن شرايط سخت كاري كه تمام كردن كار، خودش هنر است. دكوپاژها و دكورها هم واقعا خوب بودند.
مرسي بابت تعريفهايت. اما بايد اين را اضافه كنم كه اين يك كار گروهي بود. مثلا براي دكورهاي اين كار، حسين عالينژاد طرح ميزد، درباره دكوپاژ را رضا عطاران و محمود رضايي كمك كردند. خلاصه اينكه اين كار واقعا حاصل يك همكاري گروهي بود. چون شرايط ساخت واقعا بد بود. به طور مثال ما يك شب سر پل رسالت فيلمبرداري داشتيم كه آن شب هوا منفي 17 درجه بود.
كدام لوكيشنها دكورهاي خاصي داشت؟
ما بافت خانه رحمان را ساختيم. طاقچه، راهروها، كاغذ ديواري و خيلي چيزاي ديگر؛ مثل حمامي كه پشت خانه رحمان بود همه را ساختيم. طراح صحنه يك جايي معتقد بود كه بياييم آرايشگاه را بسازيم، اما رضا عطاران مخالف بود و گفت يك جاي رئال را انتخاب كنيم كه خيابان و عبور و مرور ماشينها و آدمها را ببينيم. يا آن شركتي كه رحمان و سيروس در آن شروع به كار كردند را كلا دكوربندي كرديم.
فكر ميكنيد اين دكور چقدر به شناخت شخصيتهاي داستان به مخاطب كمك كرد؟
خب همه اينها فضايي را ايجاد ميكند تا مخاطب به كاراكترهاي داستان نزديكتر شود. همه اينها براي بهبود و بهتر شدن كار است و قطعا همچنين دكوري در باورپذيري فضا بيشتر كمك كرد.
به عنوان كارگردان "سه در چهار"، كه داستان و فيلمنامه با ذهنيت شما به تصوير كشيده ميشود، چقدر در شكلگيري طراحي، شكل و فرم دكور نقش داشتيد؟
من بيشتر نظر دهنده بودم و خود طراح صحنه به اجراي دكوراسيون ميپرداخت. اما من تاكيد زيادي بر واقعي بودن دكورها داشتم. دوست داشتم اگر قرار است آرايشگاهي در سريال باشد، يك آرايشگاه حقيقي با دكور كاملا قديمي باشد، زيرا هر دورهاي بافت خاص خود را دارد.
در بخشي از مصاحبه درباره ساخت مجدد طاقچهها و راهرو و ... در خانه رحمان صحبت كرديد، چه اصراري براي اين كار وجود داشت؟ لطفا ايدههاي دكوراتيو خود را براي ايجاد چنين دكوراسيون و چيدماني در خانه رحمان عنوان كنيد؟
بينندههاي ما درباره بسياري از موارد دكوراتيو يك ذهنيت خاص دارند، مثلا درباره خانههاي قديمي كه قشر پايين جامعه در آن زندگي ميكنند، هنوز ذهنيت تاقچه و رف و ... وجود دارد. از سوي ديگر ما ملزم به ايجاد فضايي براي ارضاي حس زيبا شناسي بيننده هستيم و سعي كرديم در اين خانه از تزئينات قديمي استفاده كنيم.
در خانه رحمان پنجره بدون شيشهاي بود كه در برخي مواقع از آن به عنوان در استفاده ميشد، آيا براي ايجاد چنين صحنهاي عمدي در كار بود يا تنها به منظور ايجاد فضاي طنز چنين تمهيدي انديشيده شد؟
ما هميشه سعي مي كنيم از حداقل امكانات در لوكيشنها استفاده كنيم. اين شيشه به هنگام ساخت دكور و كاغذديواري شكست و ما سعي كرديم از موقعيت ايجاد شده براي غناي طنز داستان استفاده كنيم.
در زندگي روزمره بسياري از ما نيز از اين دست اتفاقات رخ ميدهد. ممكن است برخي از وسايل خانه خراب شوند يا كارايي اصلي خود را از دست بدهند، در چنين شرايطي شما ميتوانيد آنها را مجددا طراحي كرده و در بخش ديگري به كار گيريد. مثلا وقتي يكي از پايههاي ميز ميشكند، ميتوان آن را نصف كرده و به صورت ميز نيمه از آن استفاده كرد. يا اگر ميز جديدي براي تلويزيون خود خريديد، ميتوانيد از ميز قبلي در جاي ديگري از منزل استفاده كنيد.
از دست دادن يك دست مبل راحتي ارزان قيمت براي سيروس در سريال خيلي گران تمام شده بود، آيا اين صحنه نشاندهنده افزايش تقاضاي همه اقشار جامعه براي خريد لوازم لوكس و مبلمان متنوع، بدون درنظر گرفتن مكان و اندازه خانه بود؟
البته موضوع اين مبل در "سه در چهار" يك موضوع كاملا طنز بود، اما درست نيست كه جامعه به سمت تنوع و لوكس شدن برود. مهم اين است كه افراد وسيلهاي بخرند كه با متراژ و دكوراسيون خانه هماهنگ باشد. بايد به چيدمان درست و منطقي فكر كنيم؛ زيبايي فقط در وسايل گران و لوكس نيست، ميتوان زيبايي را با خلاقيت، هارموني و تركيب بندي زيبا خلق كرد. به اين ترتيب قطعا حتي اقشار سطح پايين و متوسط جامعه هم ميتوانند خانه زيبايي داشته باشند.
با توجه به اينكه در سريال «سه در چهار» مكان و لوكيشنهاي متنوعي براي داستان در نظر گرفته بوديد، فكر ميكنيد نقاط ضعف و قوت «سه در چهار» از لحاظ طراحي صحنه چه بوده است؟
من خانه رحمان را خيلي دوست داشتم، قابل باور بود. ديوار حمامي كه در طبقه بالاي خانه رحمان ساخته شد، كاملا مطابق با معماري حمامهاي عمومي جنوب شهر بود. از سوي ديگر، شركت، يك دفتر كاملا خالي بود كه بايد با كمترين هزينه دكوربندي ميشد. همانگونه كه ديديد، با خلاقيت بيژن و كيوان (علي صادقي و اشكان اشتياق) به دست يك مانكن جارو دادند و فضاي طنز و دكوراتيوي خلق كردند. يا تابلويي كه به ديوار نصب شده بود، بيژن و كيوان را با جارو نشان ميداد كه كاملا خلاقانه بود و توانست فضا را پركند، ما فقط براي ميز و صندليها هزينه كرديم.
در زندگي شخصي خودتان به اين فضا چطور نگاه ميكنيد؟ مسلما فضاي دكور منزل يك هنرمند متفاوت از فضاي زندگي يك آدم معمولي است.
بستگي به خود آدم دارد. به نظر من آنقدر هم متفاوت نيست. من خودم به شخصه آن سليقه خاص را ندارم. بيشتر سعي ميكنم براساس راحتيام فضاي منزلم را بچينم. يعني از چيزهايي استفاده ميكنم كه لذت ميبرم. مثلا من رنگ سبز را دوست دارم كه از مغز پستهاي شروع ميشود تا سبز چمني. ولي خوب بعضي از هنرمندان فضاي منزلشان را با ديد هنري ميسازند.
يعني اهل ساخت فضاي منزلتان نيستيد؟
فقط در حد رنگبندي و اين چيزها. به نظر من دكوراسيون منزل بايد طوري باشد كه علاوه بر جذابيت براي ديگران، به خود آدم هم حس آرامش بدهد. هر چند وقت يكبار سعي ميكنم براساس مواد و لوازمي كه دارم به فضاي منزلم تنوع بدهم؛ مثلا جاي وسايل خانه را عوض كنم.
براي خريداري وسايل منزل وقت ميگذاريد؟
بستگي به شرايطم دارد. يك وقتهايي براي تحول خانه دوست دارم يك چيزهايي بخرم كه بستگي به فضاي تمركزم دارد. مثلا ممكن است بروم يك تابلو بخرم كه رنگ و لعاب تازهاي به خانه بدهد.
پس كلا اهل تنوع هستيد؟
بحث تنوع نيست. دوست دارم آدم به روزي باشم. همانطور كه دوست دارم شوخي بچههاي تينايجري را بدانم يا دوست دارم بدانم الان چه چيزي مد است. همه اينها لازمه كار من است. اگر قرار است من كاري بسازم كه با مخاطبم ارتباط برقرار كنم، بايد با هر نوع قشر زندگي و فضايي آشنايي داشته باشم.
آخرين چيزي كه براي منزلتان خريديد چه بود؟
از اين آب پرتقالگيريهاي قديمي كه دستهدار و دستياست خريدم. ديدم استفادهاش براي آشپزخانهام بيشتر از آب پرتقالگيري برقي است.
معمولا در خريد لوازم منزل چه چيزي بيشتر برايتان مهم است؟ (مثلا مارك آن؟ كشور توليد كننده آن؟ رنگ آن؟ گارانتي و خدمات پس از فروش؟ توصيه دوستان؟)
همه اينها براي من مهم است، ضمن اينكه مساله مالي را هم خريد در نظر مي گيرم. البته تحقيق هم در خريد كار بسيار خوبي است، مثلا من در حين خريد يخچال و تلويزيون متوجه شدم كه يخچال ال جي از سامسونگ بهتر است در حالي كه مانيتورهاي تلويزيون سامسونگ از ال جي بهتر است.
البته برخي از ماركها و برندها هم شناخته شده هستند و نيازي به تحقيق ندارند.
بيشتر چه فيلم هايي ميبينيد؟ دكور و طراحي صحنه كدام يك از فيلمهايي كه تا به حال ديدهايد برايتان خيلي جذاب بوده است؟
همه نوع فيلمي مي بينم، كمدي، تراژدي و ... . درباره طراحي صحنه هم، همه فيلمهاي مرحوم علي حاتمي داراي دكور فوق العاده زيبا بود زيرا ايشان به دكور فيلم و بافت دكوراسيون بسيار اهميت ميداد.
دكوراسيون مدرن را بيشتر ميپسنديد يا كلاسيك؟
من اصولا آوانگارد هستم. برخي مواقع كلاسيك، برخي مواقع مدرن و گاهي نيز تلفيقي از هر دو. مهم اين است كه احساس خوبي از خلق آن دكور داشته باشم.
سوال آخر اين كه، منزل و خانه برايتان چه تعريفي دارد؟
منزل جاي استقرار و پناه توست، محل جمع شدن كانون گرم خانواده است و در نهايت اينكه موج مثبت و آرامش و نظم خانه بسيار مهم است. معماري و چيدمان داخل منزل مساله بسيار مهمي است كه مردم چند سالياست بيشتر به اين موضوع دقت ميكنند. در كل فرمول خاصي ندارد. بيشتر به خود شخص برميگردد و حسي كه از فضاي اطرافش ميگيرد.