
معماري نوعي هنر است كه هنرهاي ديگر را در خود جاي داده و در هر اثري ميتوان شكل تازهاي از آن را مشاهده كرد. اگر بناهاي مختلف را طي گذشت سالها بررسي كنيم، اشكال و طرحهايي ميبينيم كه با بقيه متفاوت هستند و از ذوق سرشار طراح آن نشات گرفتهاند.
البته در هر دورهاي از تاريخ، طرحهاي مشابهي كه مختص همان زمان است، وجود دارد و در عين تكرارپذيري، بعضي، طرح و شيوه جديدي را نيز به نمايش گذاشتهاند. براي مثال در اوايل دوره قاجار، هنرمنداني با الهام گرفتن از طبيعت پيرامون خود، كاشيهايي با نقوش گل و برگ و با رنگهاي متنوع ساختند كه به وسيله آنها مسجد وكيل را تزئين و نماسازي كردند. اين كاشيها نسبت به زمان خود با ساير كاشيهايي كه در نقاط ديگر ايران توليد ميشده كاملا متفاوت بودند و به اين مسجد جلوه خاصي بخشيدند. باتوجه به شيوههاي معماري ايران در طي دوران مختلف و نوع نماسازيها، نقوش بسياري به چشم ميخورد كه نه تنها جنبه تزئيني نداشتهاند، بلكه بعضي از آنها با عقايد خاص مذهبي اقوام مختلف در ارتباط بوده و بعضي به دليل نوع معماري بنا و نياز مردم، به كار رفتهاند. نكته جالب توجه اين است كه ايرانيان باستان با وجود مسلمان نبودن، هيچ تصويري از زن را در طراحي اين نقشها اسفاده نكردهاند و بيشتر سعي داشتهاند تا اشكال گياهان و نقوش هندسي را ترسيم كنند.
نقوش هندسي و اسلامي
مهمترين آثاري كه در آنها از نقوش هندسي و اسلامي استفاده شده و امروزه در اختيار داريم، مساجد، مدارس و اماكن مقدسه هستند. از آنجا كه در دين اسلام نمازگزار نبايد به هنگام نماز نقش انسان يا حيوان را ببيند، كارآيي نقوش هندسي در بناهاي دوره پس از اسلام بيشتر از گذشته شد و براي ايجاد تنوع، اين نقشها به صورت تركيبي به هنرهاي ديگري مانند آينهكاري، منبت و مشبكسازي، گچبري و كاشيكاريها راه پيدا كردند.
البته در دوران اسلامي، كلمات مقدس هم وارد تزئينات شدند و در آجرچينيها، كاشيكاريها و تركيب آنها كه به كاشي معقلي معروف است، استفاده شد. تمامي اين خلاقيتها باعث تكامل تزئينات شدند و آثار ارزنده و جاودانهاي به يادگار ماند. براي نمونه ميتوان به مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع نائين، گنبد سلطانيه، مسجد گوهرشاد، مدرسه چهارباغ، حرم مطهر امام رضا و ... اشاره كرد كه هر يك نياز به بحث و بررسي بيشتري دارد.
اشكال ديگر اين نقوش را ميتوان در كاربنديها ملاحظه كرد. گره و كاربندي از هنرهاي بينظير ايراني هستند كه از نقوش هندسي به بهترين و زيباترين شكل آن استفاده شده است، اين آثار به كمك خطوط منظم شكل ميگيرند.
آهنگ و ريتم
از اصول بسيار مهم و قابل توجه در طرح و اجراي نقوش، آهنگ و ريتم است؛ يعني نقوش يك بنا بايد متناسب و هماهنگ با حجم و نوع آن باشد؛ زيرا در غير اين صورت نه تنها تاثيري بر زيبايي بنا ندارد بلكه ارزش اصلي آن را نيز از بين ميبرد و هجو محسوب ميشود. نمونههاي كاربرد نقوش در بناهاي ايراني بسيار زياد است و با توجه به سابقه ديرين معماري در ايران، قدمت آنها حتي به 6500 سال پيش از ميلاد بازميگردد. مثلا در محوطه تاريخي زاغه (دشت قزوين) بر روي اندود ديوارها (كاهگل) نقشهاي هندسي (ولي نه كاملا منظم) به رنگهاي زرد، قرمز، سفيد و سياه به كار رفتهاند كه روي زمينه گل اخري بسيار جلوه ميكنند؛ همچنين سر بزكوهي را روي ديوار معبد كار گذاشتهاند كه بازتاب عقيده مذهبي آن دوران است. در دورههاي بعد هم نقوش زيبايي به دست آمده است؛ مانند نقشهاي حجاري شده سنگي بر روي ديوارههاي مجموعه عظيم تخت جمشيد كه تا امروز ماندگار ماندهاند و در بناهاي ما تكرار ميشوند.
نقوش سنتي در معماري مدرن
به طوركلي تمامي اين طرحها و نقشها براساس تفكر ايراني خلق شدهاند و با روحيه ما سازگارند. هرچند افرادي با مليتهاي ديگر هم با ديدن آنها به وجد ميآيند و هنر ايران زمين را تحسين ميكنند، اما چه بهتر كه در روند مدرن شدن معماري، به شكل صحيح ظاهر شويم و هنرهاي خود را در كنار خلاقيتهايمان به كار بگيريم.
البته اين مساله بسيار مهم است كه پرداختنایران بيش از حد به اين نقشها در يك بنا، آن را به سمت بيهودگي و تجمل ميبرد و از زيبايي خارج ميكند. بنابراين بهتر است از اين نقوش در جهت حفظ اصول معماري و تزئينات ايراني استفاده شود. در واقع كاربرد درست و بهجاي نقوش بسيار مهم است تا علاوه بر زيباتر كردن ساختمان، ارزش نقش از بين نرود و جايگاهش حفظ شود.
از نقوش هندسي حتي در فضاهاي داخلي ساختمان هم ميتوان استفاده كرد و زيبايي و اصالت را به خانههاي ايراني آورد. به عنوان مثال در طراحي كاغذ ديواري، در و پنجره، كفپوشها، گچبري و ... اين نقوش كاملا قابل استفاده هستند. همانگونه كه حتي تا يك دوره قبل (يعني تا زمان پهلوي) نيز در بناهاي مختلف تا حدي كاربرد داشتهاند ولي امروز فقط به مساجد و برخي اماكن مهم محدود شدهاند.
تلفيقي از معماري مدرن و معماري سنتي ميتواند بافت شهر و سبكهاي متداول را كمي تغيير دهد. مثلا همين نقوش را ميتوان بر روي كاشي يا شيشه اجرا كرد و به عنوان تابلو يا يك نماد زينتبخش در قسمتي از خانه نصب كرد. يا به صورت هنر مشبكسازي، منبت يا معرق در پارتيشن، در و پنجره از آن استفاده كرد.
شكل زيباتر و شكيلتر اين نقشها استفاده از پاركت، كفپوش، سنگفرش و حتي سراميكفرش است كه معمولا به شيوه معرق اجرا ميشود و طرحهاي زيبايي را رقم ميزند.
تمامي اين موارد، نمونههايي از نحوه استفاده از اين نقشهاي سنتي و اصيل در بناها و فضاهاي امروزي هستند كه به صورت تركيبي با ايدههاي تازه و سبكهاي نو، ميتوانند محيطهايي جذاب و زيبا به وجود آورند و كمكي باشند تا معماري ايراني را زنده كنيم و به نوعي جلوههاي هنر خود را به نمايش بگذاريم.
