امروز : سه شنبه, 02 خرداد 1391 / 1 رجب 1433 / Tuesday 22 May 2012
چیدمان ایرکس شانو


«بادبادك‌باز»

 
طراحان بین‌المللی در خدمت فیلمی شرقی
گزارشي از شكل‌گيري دكوراسيون فيلم
The kite runner

کارگردان:مارک فورستر- فیلمنامه: دیوید بنیوف (برگرفته از کتاب «بادبادک‌باز» به قلم خالد حسینی)
طراح صحنه: کارلوس کونتی
طراح دکوراسیون: ماریا نی و کارولین اسمیت
بازیگران: خالد عبدالله (امیر)- آتوسا لئونی (ثریا)- شان توب (رحیم خان)- همایون ارشادی (بابا)- بهرام احساس (ولی)- سید جعفر مسیح‌الله قریب‌زاده (عمر)- زکریا ابراهیمی(کودکی امیر) الهام احساس (کودکی آصف)
محصول 2007 آمریکا – 128 دقیقه
خلاصه داستان: امیر پسر خانواده ثروتمند افغانی از قوم پشتون و حسن پسر پیشخدمت خانواده از اقلیت هزاره است. این دوپسر روزها را در دوران صلح شهر کابل سال‌های 1970 با هم می‌گذرانند. بادبادک بازی می‌کنند، شیطنت می‌کنند و در خیابان‌ها پرسه می‌زنند. پدر امیر (بابا) عاشق هر دو پسر است. اما گاهی به نظر می‌آید حسن را به خاطر روحیه مردانه‌اش بیشتر می‌پسندد. او از امیر عیب‌جویی می‌کند.
مادر امیر در دوران کودکی مرده و امیر می‌ترسد بابا او را به خاطر مرگ مادر سرزنش کند. امیر تصویر پدر را در «رحیم خان» دوست بابایش می‌یابد و ...
تولید فیلمی برگرفته از کتاب مشهور و محبوب خالد حسینی، نیاز به رویکردی بین‌المللی و روابط چندگانه داشت. کارگردان اين اثر، «مارک فورستر»، حماسه‌ای شخصی را همراه با داستانی انسانی روایت می‌کند که اتفاقاتش ظرف سی سال در افغانستان، پاکستان و منطقه «بی‌اریا»ی شهر سانفرانسیسکو می‌گذرد.
طراح صحنه کارلوس کونتی و دکوراتورهای صحنه «کارولین اسمیت» و «ماریا نی»  هرکدام سه ملیت مختلف از سی و پنج ملیتی بودند که در این گروه دست به دست هم دادند تا پروژه‌ای بین‌المللی را به لحاظ بصری جان بخشند.
گروه تولید به چین سفر کردند تا از مناطق چینی برای لوکیشن بازبینی كنند و به قول «مارک فورستر» «بادباک‌باز» نخستین فیلم آمریکایی است که از مناطق چینی برای به تصویر کشیدن ملیت‌های دیگر استفاده می‌کند. مناطق بکر و دور افتاده غرب ایالت شرق ترکستان (در چین) و خیابان‌هایی در «بیجینگ» به افغانستان، پاکستان و حتی شمال کالیفرنیا تبدیل شدند و با چند روز فیلمبرداری در شهر سانفرانسیسکو، فیلمبرداری پایان یافت. مارک فورستر می‌گوید: »کابل سال‌های 1970 از بین رفته است. در این  شهر امروزه احساس خوبی جریان دارد و همه چیز از نو آغاز شده است، پس از دوران اشغال اتحاد جماهیر شوروی و حکومت طالبان و در ادامه حمله امریکا، دیگر این شهر به درد فیلمی نمی‌خورد که به سال‌های دور کابل اشاره دارد.»
زبان‌ها
فیلمنامه به چهار زبان عوامل تولید به چاپ رسید: دری(عوامل افغان/ایرانی)، ماندراین (چینی‌ها)، وگر (زبان محلی مردم لوکیشن فیلمبرداری) و انگلیسی. مترجمان همه‌جا با دقت بی‌نظیری مشغول کار بودند و گاهی به نظر می‌آمد که گویی مشغول مسابقه تلفنی هستند و دستورالعمل‌ها را از زبانی به زبان دیگر ترجمه می‌کنند.

تفاوت فرهنگی
دکوراتور صحنه، «کارولین اسمیت» که بریتانیایی است، با موانع آشکار فرهنگی میان «وگر»ها و چینی‌ها روبرو شد. او مي‌گويد: »بیشتر عوامل ما چینی بودند اما وگرها نمی‌خواستند چینی‌ها به اموال‌شان دست بزنند. این به مشکل بزرگ ما تبدیل شد، زمانی که برای خرید وسایل قدیمی می‌رفتیم تا جایگزین کالاهای نو کنیم. باید وسایل و پارچه‌های قدیمی و اصیل می‌خریدیم. به همین دليل وسایل یا قالیچه‌های نو را با کهنه تاخت می‌زدیم. آن‌ها فکر می‌کردند که ما دیوانه‌ایم. «کارولین اسمیت» و «کارلوس کونتی»، هر دو مردم وگر را جالب دیدند. مردم منطقه ایده‌های نو و انرژی می‌آوردند. کونتی در ادامه می گوید: «من عاشق کاشگر (شهر محل فيلمبرداري) شدم. کونتی در کاشگر، مرتعی را کنار جوی با پلی روستایی یافت و خانه «بابا» و اردوگاه را ظرف شش هفته همان‌جا ساخت. او در اين رابطه مي‌گويد: «بتون و سنگ مرمر، مصالح آشنایی برای چینی‌هاي ساختمان‌ساز گروه تولید بودند. در نقشه اصلی قرار بود که طبقه اول را در لوکیشن بسازیم و طبقه دوم را در استودیو؛ اما تصمیم گرفتیم تمام دکور را در کاشگر بسازیم تا بتوانیم از مناظر پنجره که رو به حیاط بود و نيز از چشم‌انداز اطرافش استفاده کنیم.»

متعلق به چین مترادف با موجود در چین نیست
تحقیقات و دکور کردن خانه‌ای متعلق به طبقه ثروتمند سال‌های 1970 در شهر کابل، که صاحب‌خانه سلیقه‌ای غربی هم داشته باشد، کار دشواری بود. طالبان تمام فیلم‌ها و کتاب‌های مرجع مربوط به آن سال‌ها را سوزانده است. اسمیت می‌گوید: «برایم یافتن هر چیزی که مناسب سلیقه‌ افغانی یا اروپایی باشد، در چین دشوار بود. حتی اگر ساخت چین اما برای صادرات باشد.»
پدر امیر، «بابا» (با بازی همایون ارشادی) مفتون کالاهای امریکایی است؛ از ماشین «موستانگ»اش گرفته تا ماشین تایپ مارک آی.بی.ام؛ بنابراین «ماریا نی» و هماهنگ کننده پروژه، با کشتی، کانتینرهایی پر از وسایل لازم را از آمریکا فرستادند. مقداري از اسباب و وسایل لازم را نيز از کابل فرستادند. اما این کار دشواری بود. بسیاری از اشیاء و وسایل را در کارگاه‌های شهر بیجینگ ساختند.اسميت مي‌گويد: «گروه چینی ما کپی‌برداران خوبی بودند. اما باید چهارچشمی مراقب‌شان مي‌بودم. بیشترشان در طول زندگی پا را از چین بیرون نگذاشته بودند. استادکاران ما از یک میز مدل ویکتوریایی (جزئیات دکوراسیون یا مبلمان) چیزی نمی‌دانستند. ما توانستیم یک میز اسنوکر را در کاشگر بخریم. اما باید به سبک امریکایی و سایز درست تغییرش می‌دادیم. مدت زمان زیادی طول کشید تا پی ببریم چی به چی است و چه کسانی می‌توانند یکسری کارها را در چین برای‌مان انجام دهند. به پیچیده شدن وضعیت ما این را هم باید اضافه کرد كه وقتي وسایل در بيجینگ ساخته و آماده می‌شد، ده روز طول مي‌کشید تا دو راننده گروه بدون استراحت، آن‌ها را به ما برسانند و به کاشگر بیایند.»

چین برای امریکا!
«ماریا نی» مسوول دکوراسیون بخش آمریکا و شهر سانفرانسیسکو بود. علی‌رغم آن‌که او و «کارولین اسمیت» یکدیگر را تا پایان فیلمبرداری ملاقات نکردند، اما ماریا در طول کار کارولین را پشتیبانی می‌کرد.
طبق آخرین تصمیمات، قرار شد، صحنه‌های داخلی قسمت‌های مربوط به آمریکا هم در شهر بیجینگ فیلمبرداری شود. «ماریا نی» مسئول چیدمان صحنه و نیازهای گرافیکی گروه از آن سوی آب‌ها شد. او یک پوشه پر از ارجاعات برای سبک دکوراسیون امریکایی این بخش از کار درست کرد و پس از انتخاب، تمام وسایل صحنه را با کشتی فرستاد. حتی عکس‌های تحقیقاتی و شرح چیدمان وسایل و چیزهایی که باید در چین ساخته می‌شد را هم ضمیمه کرد.
تمامی این تلاش‌ها و نکته سنجی‌ها برای خلق صحنه‌های داخلی اتفاقات داستان در آمریکا لازم بود، چرا که در بیجینگ فیلمبرداری می‌شد؛بودجه بیست میلیون دلاری واقعا برای بخش هنری و دکوراسیون کم بود و نیاز به تلاش‌هایی هرکول مانند داشت تا برای این  پروژه طراحی صحنه غنی و پیچیده انجام شود. «ماریا نی» از تجربه همکاری در چنین پروژه‌ای می‌گوید: «مطمئن نیستم که دوباره چنین فیلم‌هایی ر ا بپذیرم. کار دکوراسیون را طوری انجام دهی که  فقط وابسته به تصاویر باشی؛ براي اينكه كار جلو برود من وسايل را با همه ملزومات با كشتي مي‌فرستادم و بعد چيدمان نهايي از طريق عكس براي من ارسال مي‌شد تا بازبيني شود. »‌

 

نظرات (0)

نوشتن نظر

کوچکتر | بزرگتر
security image
کارکترهای نشان داده شده را بنویسید

busy