تنها نوع معماري و سازه يك ساختمان نيست كه آن فضا را متعلق به ساكنانش ميسازد؛ بلكه عناصر فراوان ديگري در اين بين وجود دارند كه ميتوانند كل فضا يا قسمتي از آن را به گوشهاي دنج، فضايي خصوصي، كاربري خاص يا تعريفي منحصر به فرد تبديل كنند. اين فضا ميتواند متعلق به جامعهاي خاص، گروهي ويژه يا حتي يك شخص در يك خانواده باشد.
در اين مبحث به مطالعه يك راهپله ساده كه از تعدادي پله، يك نرده، ديوار و فضاي اطراف آن تا شعاع يك متري تشكيل شده ميپردازيم و نشان ميدهيم كه يك راهپله ميتواند گوياي احساسات، مذهب، مسلك، سن، جنسيت، طبقه اجتماعي، شرايط اقليمي و خصوصيات ويژه ديگر نيز باشد.
در تصوير نخست , سه رنگ اصلي و يكدست، شامل "قرمز، آبي و زرد"، به علت سادگيدر خطوط و درجه رنگي راهپله بيشتر با رنگهاي اصلي و كلاسيك معرفي ميشود.اشباع و كامل، عناصر بارز فضا را تشكيل ميدهند.
• پلهها به سادگي و بدون هيچ سايه روشني كه نشاندهنده عمق و بُعد آن باشد طراحي شدهاند و فقط مسير را مشخص ميكنند.
• ديوار به وسيله يك باند (Band) رنگي به دو قسمت بالايي و پاييني به رنگ آبي و زرد تفكيك شده است. اين باند رنگي در واقع تاكيدي دوباره بر مسير پلهها به سمت بالا دارد.
• لوزيها حركت را تداعي ميكنند و نردههاي سياهرنگ، تاكيدي بر حفظ ايمني است. گلدانها و قابهاي عكس بر ديوار، رختآويز در پايين پلهها و حضور يك دوربين عكاسي به طور ويژه در پاي راهپله، همگي در پسزمينه رنگهاي ساده، نمودي مشخصتر و بارزتر دارند.

در تصوير دوم، سعي شده است، همان راهپله به صورت آفريقايي تزئين شود.
در نگاه اول، حس غالب در طراحي اين راه پله، آفريقايي بودن و استفاده از المان هاي آفريقايي و بومي است.
حضور رنگهاي گلي، مشكي، زرد و اُكر، در واقع ويژگي رنگهاي جامعه آفريقايي و پارچهها و دستبافتهاي آن جامعه را يادآور ميشود.
استفاده از موتيفها به صورت ساده (نقطه و خط) در ارتفاع پلهها و ايجاد اشكال و خطوط بر روي ديوارها، تاييد دوبارهاي بر فرهنگ آفريقايي و بومي است.
صورتكها، مجسمه، ساز بومي بر ديوار و پوشال، فضا را به صورت سمبليك به سرزمين مشخصي كه هدف طراح است ميبرد.
به طور اختصار، در اين طرح، از سه عنصر رنگ، موتيف و المانهاي سمبليك استفاده شده است. سه تصوير، سه حس كاملا متفاوت، سه نگاه و در واقع سه فضا از يك عنصر معماري را در اين مبحث شاهد بوديم. اين مقايسه به ما نشان ميدهد كه فرمها به تنهايي معرف فضايي كه در آن قرار ميگيرند نيستند؛ بلكه انتخابهاي درست و همگون عناصر طراحي فضا در كنار هم است كه يك فرم ساده را از زاویه ذهن خارج می کند.
در تصوير سوم، همان راهپله را اينبار با حس رويايي و طلايي دخترانه ميبينيم.
رنگهاي لطيف دخترانه صورتي، ياسي و بنفش، برگهايي كه با تكنيك استنسيل بر روي پلهها نمايان هستند، ردپاي قدمهاي سبك و آهسته دختركي نوجوان براي رسيدن به سرزمين پريان را تداعي مي كنند. اين حس سبكي، بيشتر به خاطر انتخاب رنگهاي روشن و تجربهاي است كه ما در زندگي، تبليغات و محصولات، از رنگهاي صورتي و بنفش داريم.
انتخاب دو رنگ صورتي و نارنجي در كنار هم در داخل تابلوي روي ديوار، صندلي و جعبه، براي كاستن اين بار سبك و كشاندن اين حس رويايي به سمت زمين است كه به طرز ماهرانهاي از تابلو به صندلي سرايت كرده است.
طلايي به صورت كاملا به جا و مناسب در نردهها، گلدان، قاب تابلو و قسمت چوبي صندلي به كار رفته است. گويا رنگ طلايي در اينجا به صورت هالهاي از موضوعات دربرگيرنده، از خود حفاظت ميكند.