درباره فيلم «كفاره» نامزد بهترين طراحي صحنه و لباس اسكار 2007
اتاقهای آفتابگیر با کاغذ دیواری گلدار
کارگردان: جو رایت - فیلمنامه: کریستوفر همپتن (براساس رمان یان مک ایوان) - مدیرفیلمبرداری: سیموس مک گروی - موسیقی: داریو ماریانلی - طراح صحنه: سارا گرین وود - طراح لباس: ژاکلین دوران - تدوین: پال تاتهیل- بازیگران: کایرا نایتلی (سیسیلیا تالیس) سایر وس رونان (بریانی تالیس در سیزده سالگی) برندا بلیتن (گریس ترنر) جیمز مک ایوی (رابی ترنر) رومولا گاری (بریانی تالیس در هجده سالگی)
محصول مشترک 2007 بریتانیا و فرانسه؛ 123 دقیقه.
خلاصه داستان: زمانی که بریانی سیزده ساله است، شاهد علاقه میان خواهر بزرگترش سیسیلیا و پسر خدمتکار خانه، رابی است. اما او دچار اشتباه و سوءتفاهمی میشود و قتل دخترکی را به عنوان شاهد به گردن رابی میاندازد و به غلط مسیر زندگی خواهر و رابی را تغییر میدهد. بریانی هجده ساله، پرستار و حالا نویسنده است و مسئول سربازان زخمی از جنگ است و...
جوایز: برنده «بافتا» برای بهترین طراحی صحنه و نامزد اسکار بهترین طراحی صحنه در سال 2007
«کفاره» ساخته «جو رایت» بر گرفته از کتاب پرفروش «یان مک ایوان» با سکانس رویاگونهای در منطقهای ییلاقی و مجلل انگلیسی در گرمترین روز سال 1935 آغاز میشود. زمانی که خورشید چترش را بر آسمان پهن میکند.
نا آرامی سکوت تابستان بر خانه «تالیسها» اثر میگذارد. حالت بیقراری بر فضای سست و خموده حاکم است. همه چیز به پختگی کامل رسیده، گلها باز شدهاند، میوهها چیدنیاند، بوتهها به قد زانوی آدمها و پر از حشره شدهاند و گرمای بیپایان اعصابها را ضعیف کرده است.
اتاقهای آفتابگیر با کاغذ دیواری گلدار و راهروها همه ساکت هستند. خردههای گرد و غبار ثابت نشستهاند. ته ساختمان دیوارهایي به رنگ سبز تیره، رطوبت غمافزای آشپزخانه را تشدید میکند. بخار غلیظی از دیگ کوچک حاوی پودینگ بلند میشود. در طبقه بالا، نور روی اشکال گلدار و رنگهای لطیف بازی میکند، در حالی که سایهها دیوار را پر میکنند. چیدمان صحنه نه تنها نمایانگر شخصیتها است، بلکه اشاره به نکاتی فراتر دارد.
خانه خانواده تالیس
زمانی که مسئول دکور صحنه، «کتی اسپنسر» و طراح صحنه «سارا گرین وود» آرشیو مجله کانتری لایف را برای یافتن سبک دکوراسیون خانههای بریتانیایی سالهای 1930 زیر و رو میکردند، به تصاویری از «استاکسی کورت» (عمارت مجلل و قدیمی مشهور دوران ویکتوریا) در آن سالها برخورد کردند. آنها حتی پی بردند که در سال 1994 اسباب و اثاثیه این عمارت به حراج گذاشته شده و عمارت هم فروخته شده است. در حالی که آنها قرار بود از عمارت دیگری (تینتسفیلد) برای لوکیشن خانه «تالیسها» استفاده کنند، اما گروه تولید میتوانستند لوکیشن را عمارت «استاکسی کورت» قرار دهند و دکوراسیون عمارت را برای بخش خانه تالیسها در فیلم تغییر دهند. برخلاف «تینتسفیلد» و چند عمارت مشهور دیگر که محل فیلمبرداری فیلمهای نامزد اسکاری چون «غرور و تعصب» بوده و بناهای تقریبا دولتی یه حساب میآیند؛ «استاکسی کورت» ملکی خصوصی است که کمتر در فیلمها مورد استفاده قرار گرفته است. به هر صورت وضعیت این عمارت، تعمیرات اساسی، مرمت، ساختن یک حوض با فواره بزرگتر و کاغذ دیواری و رنگ را ایجاب میکرد.
«سارا گرینوود» میگوید: "خوشبختانه این عمارت مانند یک پرده نقاشی سفید بود، تمام اتاقها خالی بودند"، البته آنها برای دکوراسیون داخلی از قسمتهایی از عمارت «تینتسقیلد» هم تاثیر گرفتند.
«گرین وود» ادامه میدهد: "آشپرخانه و پاگرد عقبی به رنگ سبز آرسنیکدار بودند و مطلقا سمی! ما این را میپسندیدیم؛ چون رنگی از زهر داشت. همچنین حالتی از سرسبزی و رنگ سبز تابستان را نیز تداعی میکرد. در نتیجه تمام دیوارهای عمارت را به همان رنگ سبز و کرم نقاشی کردیم. سپس «کتی» ساعتها دنبال پارچههای چیت گلدار اصل گشت، او دنبال نقشها و الگوهایی بود که هم با آن دوران و هم تصویر پر از گل در اوج گرمای تابستان، همخوانی داشته باشد. اگر دقت کنید بیشتر شکوفهها در طرحها شکفته هستند. کارگردان فیلم خواستههای ویژهای هم داشت؛ برای صحنههای ابتدایی فیلم، «جو رایت» میخواست با مقیاسها بازی کند."
«کتی اسپنسر» توضیح میدهد: "درنمای ابتدایی فیلم، خانه عروسکي کوچکی در اتاق بازی کاراکتر «بریانی» نمایش داده میشود که دقیقا شبیه خانه «تالیس»هاست. بنابراین در آغاز، تماشاگر دچار تردید میشود که این خانه واقعی باشد. خانه عروسک داخل اتاق بازی، میبایست در مقیاس بزرگ باشد تا «بریانی» در کنارش به نظر کوچکتر آید. درست شبیه آلیس در سرزمین عجایب!"
آتاق خواب «سیسیلیا» کاملا سرخوشانه است، چون «جو رایت» و «کایرا نایتلی» (بازیگر نقش سیسیلیا) میخواستند آنجا به هم ریخته باشد و کاملا خارج از کنترل! بنابراین، اتاق مدنظر اغلب شبیه توده لهیده است و اشیاء غیرقابل تشخیص و تمیز هستند؛ اما به گمانم این حالت کارکرد داشته است. تنهایی و انزوای «سیسیلیا» از ميان این چیزهای به هم ریخته، قابل تشخیص است.
«اسپنسر» ادامه ميدهد: "دکور کردن خانه کاري بسیار دوست داشتنی بود؛ میدانید چرا؟ به خاطر نور و تاریکی! رنگهای لطیف اتاق پذیرایی، اتاق بازی و اتاق خواب، بعدا توسط رنگ چوبی غلیظ کتابخانه و سرسرای ورودی متعادل میشود." «گرین وود» توضیح میدهد: "همانطور که داستان در خانه پیش میرود اتاق ها تاريكتر ميشوند. داستان ابتدا با اتاق پذیرایی شروع میشود که بسیار دوست داشتنی و روشن است، هرچه از روز میگذرد همه چیز تاریکتر و تاریکتر میشود."
بزرگترین چالش فیلم بخش عقبنشینی از «دانکرک» بود. پس از سفر تحقیقاتی «گرین وود» به «دانکرک»، او اطمینان حاصل کرد که میتواند لوکیشن بینقصی پیدا کند تا شهر کوچک فرانسوی را در ساحل شرقی انگلیس بازسازی کند. او به همراه مسئول لوکیشنها، «آدام ریچاردز»، تمام ساحل شرقی را با ماشین گشتند تا شهر کوچک «ردکار» را در طوفان شن یافتند. «گرین وود» به خاطر میآورد: "آنچه من را مجذوب «دانکرک» کرد، این بود که یک بندر عظیم کنار یک تفرجگاه ساحلی قرار داشت. این توصیفی بود که «مک ایوان» در کتاباش نوشته بود و «جو رایت» ایده قرار گرفتن این دو محل کنار هم را واقعا دوست داشت. عنصر سورئالی بود که کاراکتر «رابی» در کوران این جنگ وحشتناک به تفرجگاه میرود. این همان چهرهای بود که ما برای این بخش از داستان میخواستیم. همانطوری که در کتاب هم توصیف شده بود. عقبنشینی از «دانکرک» به عنوان پیروزی انگلیسها در آن دوران قلمداد شد و صد البته فاجعه کاملی بود که ما میخواستیم این آشوب، غم و وحشت را در نماهایی نشان دهیم."
ساحل شرقی انگلیس نور مهآلود و خاکستری دارد که بسیار به نور شهر «دانکرک» شباهت دارد. شهر «ردکار» کارخانههاي صنعتی دارد و در جلوی شهر، ساختمانی بزرگ قرار داشت که نمای اصلیاش شبیه ساختمانهای فرانسوی بود