خط از مهمترين عناصر تشكيل دهنده يك نماست. خطوط پنجرهها، پروفيلها، شبكههاي فلزي، بافت، مصالح به كار رفته، خط آسمان و خط زمين، ستونها و ... خطوطي هستند كه در كنار يكديگر تشكيل نما را كامل ميكنند. مسلما هرقدر خط در نما بيشتر از سطح يكنواخت باشد، نما تنوع بيشتري خواهد داشت و هيجان بيشتري را القا خواهد كرد. 
خطوط همچنين در ايجاد فضاهاي شفاف نيز نسبت به سطوح كمك بهتري ميكنند؛ در واقع خطوط صادقانه عمل ميكنند و هر آنچه را كه در درون بنا هست در ظاهر آن آشكار ميكنند. بنابراين ميتوان گفت كه هر خطي در نما داراي مفهوم است و بايد در تركيب انواع خطوط با يكديگر دقت كرد.
• ستونها و تيرهاي نمايان كه هر كدام خطي را تعريف ميكنند تا زماني كه روي آنها پوشانده نشود ساختار واقعي خود را نشان خواهند داد و اين مساله به درك انسان از مقاوم بودن ساختمان كمك ميكند؛ به همين دليل هم در ساختمانهايي از قبيل دادگستري، براي نشان دادن عظمت و استواري بنا، ستونهاي بلندي را در قسمت ورودي آن به شكل نمايان قرار ميدهند. ( خطوط عمودي مفهوم ايستا بودن دارند). • اما در ساختمانهاي مسكوني، بيشتر از اينكه به دنبال مفهوم عظمت و استوار بودن باشيم، در پي مفهوم سكونت و ايجاد حس آرامش و سكون هستيم و بر همين اساس بهترين خطوط براي ساختمانهاي مسكوني، خطوط افقي است كه حس آرامش را القا ميكند.• خطوط مورب نيز به مانند انسان در حال دويدن، نشانه حركت و هيجان است.
• خطوط منحني نشانه پويايي است و ميتواند تنوع ديداري زيادي در نما ايجاد كند.