
مالک و بساز و بفروش نيز فقط به دنبال شاخص کردن ساختمان خود و جلب مشتري بيشتر هستند و مشتريان در اين ميان به دنبال نمايي هستند که وضعيت مالي آنها را بهتر از آنچه در واقع هست نشان دهد. نکتهاي که در اين ميان کوچکترين توجهي به آن نميشود، همگون بودن نما با بافت شهري است.
از نمای هر ساختمان انتظار ميرود که علاوه بر حفاظت ساکنين از عوامل خارجی به عنوان جزئي از یک کل، به ارتباط بیشتر با فضاي شهري پرداخته و به غنای آن یاری رساند. علاوه بر اين، نمای یک ساختمان باید به ايجاد ارتباط بين درون و بيرون و همچنین معرفي مالک و عملکرد بنا نیز اشاره داشته باشد
نماي آلومينيومي
نماسازی با آلومينيوم که در دهه اخير پا به عرصه نماسازي در ايران گذاشته است، توانسته نظر عامه مردم را به خود جلب كند و به يکي از متداولترين نماهاي ساختماني در ایران تبدیل شود.
ويژگيهاي نماي آلومينيومي:
• سهولت نسبي اجرا و نگهداري
• عمر مفيد مناسب
• سبک بودن نما که باعث کاهش وزن کلي ساختمان ميشود
• مقاومت در برابر عوامل جوي، ضربه و...
• داشتن سطحي يکدست و يکنواخت
• «امروزي بودن» و شايد به نوعي مد روز بودن
ويژگيهاي برشمرده، ميتوانند انتظار ما از نما را به عنوان حفاظت از عوامل خارجی و همچنین ارتباط درون و بیرون تا حد قابل قبولي برآورده سازند.
نكات منفي درباره نماي الومينيومي:
• بازتابهاي قوي آفتاب از اينگونه نماها منجر به بالا رفتن درجه حرارت معابر ميشود.
• ناكارآمدي در ايجاد يک هويت واحد شهري غیر منفک از بافت شهري.
• تضمين خوانايي لازم در ارتباط با عملکرد بنا (در مورد منزل مسكوني) ندارد. بافت يکدست و شفاف نماهاي آلومينيومي بيش از آنکه بيانگر «حس مکان» خانه، که محل زندگي خصوصي است، باشد، عملکردي در ارتباط با زندگي جمعي را به ذهن ميآورد. • در بافتهاي شهري ما که عمدتاً نماهايي از جنس آجر و سنگ دارند، آلومينيوم عناصري ناهمخوان به شمار ميرود كه شايد مهمترين علت ناتواني در ايجاد ارتباط حسي در اين مورد، ناهمخواني اين نوع نما با آن تصوير ذهني نوستالژيک از خانه است (خانهاي با آجرهاي بهي و گلدانهاي شمعداني بر هره پنجرهها، خانهاي که ديري است بسياري از ما ديگر در آن زندگي نميکنيم).
اهمیت خطوط در نما
خط از مهمترين عناصر تشكيل دهنده يك نماست. خطوط پنجرهها، پروفيلها، شبكههاي فلزي، بافت، مصالح به كار رفته، خط آسمان و خط زمين، ستونها و ... خطوطي هستند كه در كنار يكديگر تشكيل نما را كامل ميكنند. مسلما هرقدر خط در نما بيشتر از سطح يكنواخت باشد، نما تنوع بيشتري خواهد داشت و هيجان بيشتري را القا خواهد كرد.
خطوط همچنين در ايجاد فضاهاي شفاف نيز نسبت به سطوح كمك بهتري ميكنند؛ در واقع خطوط صادقانه عمل ميكنند و هر آنچه را كه در درون بنا هست در ظاهر آن آشكار ميكنند. بنابراين ميتوان گفت كه هر خطي در نما داراي مفهوم است و بايد در تركيب انواع خطوط با يكديگر دقت كرد.
• ستونها و تيرهاي نمايان كه هر كدام خطي را تعريف ميكنند تا زماني كه روي آنها پوشانده نشود ساختار واقعي خود را نشان خواهند داد و اين مساله به درك انسان از مقاوم بودن ساختمان كمك ميكند؛ به همين دليل هم در ساختمانهايي از قبيل دادگستري، براي نشان دادن عظمت و استواري بنا، ستونهاي بلندي را در قسمت ورودي آن به شكل نمايان قرار ميدهند. ( خطوط عمودي مفهوم ايستا بودن دارند).
• اما در ساختمانهاي مسكوني، بيشتر از اينكه به دنبال مفهوم عظمت و استوار بودن باشيم، در پي مفهوم سكونت و ايجاد حس آرامش و سكون هستيم و بر همين اساس بهترين خطوط براي ساختمانهاي مسكوني، خطوط افقي است كه حس آرامش را القا ميكند.
• خطوط مورب نيز به مانند انسان در حال دويدن، نشانه حركت و هيجان است.
• خطوط منحني نشانه پويايي است و ميتواند تنوع ديداري زيادي در نما ايجاد كند.
آسیه شهاب زاده- کارشناس معماری