كارگردان و نويسنده فيلمنامه: مانی حقیقی تهیه كننده: مصطفی شایسته طراح صحنه و لباس: امیر اثباتی عكاس: علی نیك رفتار طراحی و اجرای دكوراسیون داخلی: خانه و طرح (علیرضا تاجزاد) ساخت دكور: رضا خندان بازیگران اصلي: محمدرضا فروتن، ترانه علیدوستی، افسانه بایگان و بهرام رادان
خلاصه داستان: مینا و مرتضی (ترانه عليدوستي و محمدرضا فروتن) تصمیم گرفتهاند كه پس از ده سال زندگی مشترك از هم جدا شوند. آنها قرار است تا چند روز دیگر طلاقشان را رسمی كنند. اما بازگشت ناگهانی آذر، خواهر بزرگتر مینا، پس از سالها دوری از ایران، مرگ مادر مرتضي در شمال، نقش علی (بهرام رادان)، دوست قدیمی مینا و مرتضی و بخصوص باردار بودن مينا، باعث ميشود تا فيلم با پايان خوشي تمام شود. بيشترين زمان فيلمبرداري در خانه مينا و مرتضي صورت ميگيرد، مرتضي استاد مينا در دانشگاه معماري بوده است كه پس از ازدواج با او، در يك شركت ساختماني برجسازي ميكند. خانه مينا و مرتضي يك منزل كاملا مدرن، بزرگ و البته راحت است. شما هيچ وسايل اضافياي در اين خانه نميبينيد، حتي كف سالن و اتاقهاي خانه هيچ فرش يا قاليچهاي وجود ندارد و فقط سنگفرش است. اتفاقي كه شايد براي خانههاي ايراني كمي غير ملموس باشد و به يقين، طراح دكور سعي كرده است از اين طريق سردي روابط را نشان دهد. ضمن اينكه فرش، عموما فضا را سنتي ميكند و براي ايجاد فضايي مدرن از فرش ها چشمپوشي شده است. ديوارهاي خانه با جديدترين ايدههاي دكوراتيو تزئين شده است، بر روي يكي- دو ديوار اصلي، پتينه كار شده و بقيه ديوارها سفيد رنگ است. اجراي پتينه سبز، هارموني زيبايي در فضاي خانه پديد آورده است كه در تلفيق با تابلوهاي مدرن، خانهاي راحت و امروزي را تداعي ميكند. گفتگو با اميرحسين اثباتي «طراح صحنه فيلم كنعان» رنگ سبزامید را به فضای سرد خانه القا می کند فيلم كنعان را از آن جهت انتخاب كرديم که اكثر بخشهاي آن در يك خانه فيلمبرداري شده بود. خانهاي كه به سبك كاملا مدرن طراحي شده است. ساكنان خانه تحصيلكرده رشته معماري هستند و نمونه يك خانه شيك و مدرن با تابلوهاي نقاشي و مجسمه هاي اصل مدرن را در آن ميبينيد. تركيب درست رنگ سفيد و سبز براي استفاده از در و ديوار خانه، در عين آنكه به فضاي خانه سردي مي بخشد، باعث نمي شود كه اين سردي عمق پيدا كند و در واقع رنگ سبز بارقه هايي از اميد و زندگي را هم به مخاطب منتقل مي كند. اميرحسين اثباتي، طراح صحنه اين فيلم، گرچه به طور كامل از طراحي صحنه فيلم راضي نبود و آن را از ايدهآلش دور ميديد ولي نشان داد كه با وجود همه مشكلات، طراح صحنه خوشفكر و باذوقي است. او خيلي بي پروا كارهايش را نقد و در مورد آن توضيح مي دهد.
گفتگوي ما با امير اثباتي را بخوانيد: طراحي صحنه فيلم كنعان چقدر به ايده آلتان نزديك بود؟ طراحي صحنه اين فيلم نه تنها به ايده آلم نزديك نبود، بلكه خيلي هم از آن دور بود. وقتي فيلمنامه را خواندم در ابتدا فكر كردم بد نيست منزل مرتضي و مينا، شخصيتهاي اصلي داستانمان كه اتفاقاً هردوشان معمار هستند، به شكل مدرن و مينيماليستي طراحي شود. با توجه به شخصيت آنها از نقاشي و مجسمه هاي مدرن استفاده كرديم تا به خانه آنها فضاي مدرن بدهيم. ما معمولاً در فيلمهايمان خانه هايي با چنين مشخصاتي كمتر داريم. به همين دليل مي خواستم از اين فرصت استفاده كنم و خانه آنها را به همين سبك بچينيم. اما محدوديتهايي كه ما به لحاظ هزينه اي داريم اين امكان را به ما نداد. براي ديوارها از تركيب دو رنگ سفيد و سبز استفاده كرديد كه البته رنگ سفيد غالب بود؛ اين رنگ در نگاه اول سردي خاصي به خانه ميداد اما تلفيق آن با رنگ سبز مانع از اين ميشد كه ما در كل خانه شاهد فضاي يكدست سرد باشيم. همينطور است، اين تركيب رنگ كاملاً به عمد و آگاهانه بود. ما نمي خواستيم با توجه به فضاي فيلمنامه يك فضاي يكدست و سرد داشته باشيم. به همين دليل تصميم گرفتيم از رنگ سبز هم در آن استفاده كنيم. رنگ سبز در معماري يك رنگ بينابيني است، يعني نه سرد است و نه گرم. ما نيز براي آنكه بي روحي رنگ سفيد را بگيريم، تصميم گرفتيم از رنگ سبز استفاده كنيم. در مورد مبلها صحبت كنيد كه اغلب آنها به رنگ كرم و قهوهاي بسيار روشن بوده است؟ مبل ها اصلاً سليقه من نبوده است تهيه كننده براي صرفه جويي در هزينه با شركت مبل سازي قرارداد بست كه آنها در ازاي دادن لوكيشن اصلي فيلم كه همان خانه بود، خواستار استفاده از مبل هاي ساخت كمپاني خودشان شدند. به همين دليل دست من براي انتخاب مبل ها چندان باز نبود؛ من سعي كردم اين مدل مبل ها را كه به تازگي بسيار رايج شده است انتخاب كنم. در كل، پارچه هاي مبل بهويژه ميز ناهارخوري آشپزخانه براي من بسيار آزاردهنده بود و من تنها از ميز غذاخوري شيشه اي كه در سالن اصلي خانه قرار داشت راضي بودم. نكته جالبي كه در اين فيلم وجود داشت اين بود كه ما در هيچ قسمتي از خانه فرش نمي بينيم؟ بله ما در هيچ جاي خانه فضاي سنتي نميبينيم و معمولاً در جاهايي از انواع تكه هاي فرش استفاده ميكنند كه بارقههايي از سنت در آن باشد. از سوي ديگر، ما در نماي كلي خانه چيزي به نام پذيرايي يا هال نداريم. يعني ما اين فضاها را از هم جدا نكرديم و اين نشان مي دهد كه آنها علاقه اي ندارند كه بخواهند خانهشان را سنتي بچينند. چرا در هيچ يك از نماهاي كلي فيلم خبري از تلويزيون نيست؟ اين كار هم كاملاً تعمدي بود. از آنجا كه به نظر من تلويزيون يك رسانه منفي است و وجودش در خانه باعث دوري اعضاي خانواده و پديد آمدن اتفاقات ديگر مي شود، تا آنجا كه بتوانم سعي ميكنم تلويزيون را در كارهاي خودم حذف كنم و به جاي آن از كتابخانه بهره گيرم. البته ما در فيلم جز يكي دو سكانس، كتابخانه را نديديم ولي به نظرم همان ارزش را داشت. از آنجا كه هر دو ساكن خانه معمار بودند، ما سعي كرديم از كتاب هاي معماري و روشن فكري در كتابخانه استفاده كنيم. ما در هر فيلم، يك نوع معماري داخلي را به بيننده نشان مي دهيم و به همين دليل بايد چيزهاي خوبي را به نمايش بگذاريم نه كج سليقگي ها و زشتيها را. عمده تزئين خانه، مجسمه و تابلوهاي نقاشي مدرن و آباژور بود؟ درست است؟ ما با دو معمار مرفه سرو كار داشتيم و طبيعي بود كه آنها ترجيح مي دادند به جاي خريد عتيقه و اشياء فاخر گرانقيمت، پولشان را در اين راه خرج كنند و مجسمههاي بسيار شيك و تابلوهاي گرانقيمت و اصل و مدرن بخرند. در مورد آباژورها توضيح نداديد؟ عمده نور خانه را آباژورها تأمين ميكرد؟ حتي در يك صحنه، مينا در بدو ورود به خانه تعداد زيادي آباژور را در گوشه و كنار خانه روشن ميكند. همين طور بود، نوري كه آباژور به خانه مي دهد، بسيار زيبا و شكيل تر از نور لامپ هاي سقفي است، تأثير بسيار بهتري در محيط دارد و فضاي دلپذيرتري را ايجاد مي كند. آباژور اين امكان را به ما مي دهد كه هر جايي را كه دوست داريم روشن كنيم، به همين دليل تأكيد ما اين بود كه از اين نور در خانه استفاده كنيم. ما در اتاق خواب فضاي گرمتري را نسبت به بقيه خانه داشتيم، شايد به خاطر رنگ روتختيها بود؟ بله، اتاق خواب فضاي بزرگي داشت و كارگران ترجيح ميداد بخش زيادي از فيلمبرداري در آنجا باشد. البته رنگ پخته كمدها هم در ايجاد فضاي گرم تاثير داشت. در مورد فضاي آشپزخانه صحبت كنيد. آشپزخانه به گونهاي چيده شده كه بيشتر از ظروف استيل و رنگ طوسي سرد استفاده شده كه با سردي فضاي خانه هماهنگي خاصي دارد. اما از ظرفهايي كه روي اجاق گاز است اين حدس را ميشد زد كه هنوز در اين خانه آشپزي ميشود؟ همينطور است، ما سعي كرديم در كل خانه صفا و يكدستي را داشته باشيم. انتخابي كه ما در آشپزخانه داشتيم هم مانند انتخاب ساير قسمتهاي خانه انتخاب صددرصد نبوده است و سعي كرديم در آشپزخانه هم از وسايل و ظروف مدرن استفاده كنيم كه با سليقه خانم خانه كه يك معمار است همخواني داشته باشد. در مورد خانه علي، يكي ديگر از شخصيتهاي ديگر فيلم صحبت كنيد. در اين خانه عمده ترين چيزي كه توجه مخاطب را جلب مي كرد گل و گياه بود. بله، همانطور كه در فيلم مي بينيم علي فردي تنها و منزوي با عشقي سركوب شده است. به خاطر تنهايي اش و روحيه خاصي كه دارد به نگهداري گل و گياه روي مي آورد به همين دليل ما سعي كرديم در چند سكانس كوتاهي كه از اين خانه داريم، نمايي از گل و گياه و تخت يك نفره علي و تعدادي كتاب را نشان دهيم. البته اين گل ها معناي ديگري در فيلمنامه هم داشتند و آن هم سكانسي بود كه بهانه آب دادن وارد خانه علي مي شود و شك خواهرش را برمي انگيزد. در مورد محل كار مرتضي هم صحبت كنيد؟ براي انتخاب محل كار مرتضي تأكيدمان اين بود كه محيطي سراسر شيشه اي داشته باشيم. بعد از كلي جستجو به يك دفتر فروش مبل برخورديم كه به ايده آلمان نزيدك بود. عمده رنگ هايي كه در اين دفتر به كار رفته زرشكي و مشكي بود و با نصب كردن چند پوستر معماري و اندكي تغيير و تحول، آنجا را به دفتر كار مرتضي تبديل كرديم. خانه عزيز بسيار باورپذير و دلنشين بود؟ البته من از خانه عزيز هم صددرصد راضي نيستم. مي خواستم آنجا را كمي سنتي تر بچينم تا شاهد تقابل سنت و مدرنيته باشم ولي آقاي حقيقي تأكيدشان اين بود كه خانه خيلي عادي باشد و اصلاً غلوي در كار نباشد. سكانسي را كه من خيلي دوست دارم، لحظه اي است كه فروتن روي تخت به لباس هاي عزيز نگاه ميكند. اين سكانس به خاطر ساختار، بسيار طبيعي شد چرا كه آن تختخواب و لباس ها واقعاً متعلق به يك پيرزن مريض احوال بود. ما در چند سكانس بسيار كوتاه نماهايي از يك مطب دكتر زنان و دفتر كار يك وكيل داريم؟ دفتر كار وكيل را ما در يك خانه مسكوني فيلمبرداري كرديم و با قرار دادن چند ميز و تابلو و گلدان، آنجا را به محيط كار تبديل كرديم اما در مورد مطب دكتر بايد بگويم كه آنجا مطب يك پزشك بود و با مقداري تغيير آماده فيلمبرداري شد. اما نكته جالبي كه در آن بود، تعدادي از عكس نوزادان را روي ديوار نصب كرديم كه اتفاقاً اكثر آن عكس خواهرزاده و برادرزاده عوامل گروه بودند. يك خانه در حال تعمير در مجتمعي كه مينا و مرتضي در آن زندگي مي كردند وجود داشت كه هر بار كه در آسانسور باز و بسته مي شد آن خانه نشان داده مي شد؟ اين خانه در واقع همان خانه مينا و مرتضي بود كه ماقبل از چيدن وسايل آنجا را به شكل يك خانه در دست تعمير درآورديم و آن در توقف آسانسور نشان ميداديم. ميخواستيم يك خانه را پس از جدا شدن زوج نشان دهيم كه در واقع حالت نيمه كاره دارد.
مانی حقیقی کارگردان فیلم کنعان : سعی کردم خانه افراد مرفه و تحصیلکرده را در فیلم نشان دهم ماني حقيقي كارگردان فيلم كنعان معتقد است كه طراحي صحنه اين فيلم بسيار خوب و به ايده آل او تا حد زيادي نزديك بوده است. او همچنین اعتقاد دارد كه در اين فيلم، خانه يك زوج مرفه و روشنفكر را به خوبي نشان داده و حق مطلب تا حد زيادي ادا شده است. باقی حرف ها را از زبان خودش بخوانيد. آقاي حقيقي طراحي صحنه در اين فيلم چقدر انتظارات تان را برآورده كرد؟ خيلي زياد، اين فيلم به لحاظ طراحي صحنه بسيار به آن چيزي كه انتظارش را داشتم نزديك شد، چرا كه ما در پيدا كردن خانههاي بزرگ، مدرن و نوساز معمولاً با مشكل مواجه مي شديم. اين نوع خانه ها اكثراً متعلق به افراد مرفه است و آنها حاضر نمي شوند خانه هايشان را در ازاي مبلغي پول به ما دهند. اما خانهای که فیلم در آن بازی شد خيلي بزرگ بود و از همه زواياي آن مي شد استفاده كرد؛ از سوی دیگر، خانه عمق زيادي داشت، از اتاق بزرگي برخوردار بود و از لحاظ طراحي داخلي، مانند سنگ فرشها، گچ بريها و پنجره ها بسيار ايده آل و زيبا طراحی شده بود. نكته ديگر اينكه اين خانه در بالاي برج واقع شده بود و ما از فضاي پشت بام بسيار خوب و بالكن بسيار زيبايي هم برخوردار بوديم. تأكيدتان در اين فيلم در نشان دادن پنجره دليل خاصي داشت؟ در يك قسمت از فيلم مينا دچار اين توهم مي شود كه آذر مي خواهد خودش را از پنجره پرت كند، به همين دلیل ما در چند سكانس به عمد مي خواستيم كه روي آن پنجره و بالكن تأكيد كنيم. اما در نماهاي ديگر عمدي در كار نبود و به دليل زياد بودن پنجره هاي ساختمان، ناخودآگاه در بعضي از سكانس ها پنجره را در پس زمينه داشتيم. چرا آنقدر روي سنگفرش هاي خانه و خالي نشان دادن آن تأكيد شده بود؟ مي خواستيم فضاي نسبتاً سردي را در خانه داشته باشيم از طرفي مينا در خانه با كفش هاي پاشنه بلند راه ميرود كه در اثر راه رفتن روي سنگفرشها صدايي را توليد مي كند كه آرام آرام روي اعصاب تماشاگر مي رود. در مورد بقيه فضاهاي خانه چه عمدي در كار بود كه ما خانه چندان شلوغي را نمي بينيم؟ من نمي خواستم روي ديوارها پر از تابلو باشد و گوشه و كنار خانه پر از اشياء تزئيني؛ ما داشتيم در مورد قشري فيلم ميساختيم كه مرفه و تحصيلكرده هستند اما نوكيسه نيستند؛ آنها بسيار خوش سليقه و مرفه اند. در سينماي ما تاكنون از اين قشر جامعه تصوير درستي نشان داده نشده و ما معمولاً قشر مرفه را افراد نوكيسه و مبتذل يا روان پريش نشان مي دهيم. در حالي كه من قصد داشتم در اين فيلم به شكل درستي به آنها پرداخته شود؛ به همين دلیل سعي كرديم خانه اين دو را كه هر دو تحصيلكرده رشته معماري هستند بيشتر با نقاشي و مجسمه تزئين كنيم. نقاشي هاي اين خانه همگی از اساتيد بزرگ نقاشي مدر ن مانند آقاي مصطفي رستي، پوريا آريانپور، پروانه اعتماد، استاد بهمن محصص و مرتضي درهباغي بود كه از آنها امانت گرفته بوديم. علي رغم وجود رابطه سرد بین مينا و مرتضي، ما در آشپزخانه هنوز علائم آشپزي را مي بينيم؛ دلیل آن چه بود؟ بله، مينا سركار نمي رود و خانه دار است و به همين دلیل فرصت آشپزي دارد. به همين دليل سعی کردیم آشپزخانه را به گونه اي نشان دهيم كه علائم آشپزي در آن وجود داشته باشد. از تركيب رنگ سفيد و سبز براي رنگ آميزي ديوارها راضي بوديد؟ بله؛ از نيمه فيلم به بعد، دو شخصيت اصلي فيلم به شمال سفر مي كنند، و از آنجا که در نیمی از فیلم، صحنههای سرسبز شمال را داريم، براي اینکه در كل فيلم يكدستي داشته باشيم و بيننده به لحاظ رنگ آميزي دچار سردرگمي نشود، برخي از ديوارهاي خانه را سبز رنگ کردهایم؛ حتي مانتو مينا هم سبز انتخاب شده تا در كل فيلم يك هارموني رنگي داشته باشيم. به نظر شما طراحي صحنه تا چه حد به پيشبرد و دستیابی به اهداف فيلم كمك مي كند؟ كلاً تاثیر زیادی دارد؛ به ويژه در اين فيلم بخصوص كه ما بيشترين فيلمبرداري را در خانه داريم و بسيار به طراحي صحنه مناسب احتياج داشتيم. آقاي اثباتي گله مند بودند كه به دليل محدوديت در بودجه در طراحي صحنه فيلم به آن چيزي كه مدنظرش بود، نرسيد؟ خب، ما براي این فیلم يك اسپانسر درنظر گرفته بوديم که چون خودش در كار مبل و وسايل چوبي بود، سعی میکرد نظرهایش را اعمال کند که البته نظرشان بد هم نبود. آقاي اثباتي دوست داشتند وسايل را از جاي ديگر تهيه كنيم اما در هر حال من از نظر هر دو عزيز استفاده كردم و فكر مي كنم نتيجه كار هم قابل قبول شده باشد. ميداديم. ميخواستيم يك خانه را پس از جدا شدن زوج نشان دهيم كه در واقع حالت نيمه كاره دارد.