
روانشناسي منزل
معماری و دکوراسیون بیشتر از آنکه به بحث چیدمان و نحوه ساخت و ساز بپردازد، به موضوعاتی چون خلق فضاهای زیبا و آرامش بخش، تامین امنیت روحی و روانی افراد و نیز چگونگي تاثیر آن بر روی روحیات و شخصیت افراد مختلف مربوط می شود. بر همین اساس در پژوهش های اخیر، رشته اي تحت عنوان "روانشناسی معماری" یا "معماری روانشناختی" پدید آمده است که اصول هنری و خلاقیتهای موجود در علم دکوراسیون و معماری را با علم شناخت روح و روان انسانها پیوند می زند.
دکتر اصغر دادخواه، روانشناسی که سالها در خصوص معماري و طراحي فعاليت كرده است در اين باره می گوید: «موضوعي كه در معماري بايد به آن توجه ويژه اي داشت، نقش معماري، طراحي به خصوص طراحي داخلي بر روح و روان انسانهايي است كه مي خواهند از ساختمان يا یک محل اسكان استفاده كنند؛ به همين دلیل،رعايت نكات روانشناختي در طراحي ها امر بسيار مهمي است كه نبايد نسبت به آن بي توجه بود. بر اين اساس در حال حاضر بسياري از افراد ، به رشته هاي جديد روانشناسي معماري يا معماري روانشناختي روي آورده اند.»
به گفته او، موضوع روانشناسي دكوراسيون و معماري حدود 10 سال است كه در دانشگاه گلاسكو در اسكاتلند مورد توجه قرار گرفته و به صورت علمي تدريس مي شود.
چيدمان برای آرامش
دادخواه با تاکید بر اهميت طراحي و دكوراسيون محل كار و استراحت انسانها، می افزاید: «طبيعي است كه معماران، ساختمانها را براساس اصولي علمی طراحي مي كنند. اما طراحي و معماري خانه چه از لحاظ ساخت، چه تزئين و چه جا به جايي، نيازمند دقت عمل بر اساس ماهیت انسانی است. بر همین اساس، عبارت "human base" مورد توجه قرار گرفته است، به این معنا که طراحی بنا باید منطبق با اصول خاصي انجام شود؛ چيزي را كه مي خواهي بسازي براي انسان مي سازي بنابراين بايد بر اساس و پايه انساني و برمبنای تمايلات، روحيه و تامین شادابي و نشاط انسان بنا شود.»
به عقیده او، از آنجا که محيط خانه، محلي براي آسايش انسان است، باید در طراحی انواع شكستگيها در ديوار، فضا، مساحت، رنگ و دكوراسيون و حتي انعكاس صدا به اصل ایجاد آرامش در منزل توجه شود.
وي اضافه می کند: «در حقیقت مكان استراحت انسان باید به دور از هرگونه آلودگي اعم از صوتي، هوا، فضا و بو و آلودگي های روحي و رواني باشد. به عبارت ديگر، منزل باید طوري طراحي شود که آلودگيهای محیطی را به حداقل برساند تا علاوه بر تامین سلامت جسمی، بعد ارتقای سلامت روحی نیز موردتوجه قرار گیرد. زیرا توجه به مساله روانشناختي طراحي و دكوراسيون مكانهاي استراحت و فعاليت افراد، باعث فراخي ديد، قلب و دل انسان می شود. بر همين اساس در طراحي و دكوراسيون منزل می بایست ارتفاع سطح، نورگيرها و پله ها به نحوي طراحي شود كه در آن فضا احساس خفگي و محدوديت به افراد دست ندهد.»
دکتر دادخواه بر لزوم پرهيز از يكسان سازي و توجه به تنوع در دکوراسیون تاکید می کند و می افزاید: «این تنوع در توجه به شكستگيها در طرح، پستي- بلندي، زاويه ها نمود می یابد.»
رنگ ونور
به نظر دكتر دادخواه توجه به رنگ از ديگر مسائل مهم در طراحي و معماري است :«نوع رنگ و چگونگی به كار گيري آن در طراحي تاثیر بسزایی بر روح و روان و آرامش انسانها دارد. از اين رو بايد در طراحی دکور از رنگهايي استفاده شود كه به انسان آرامش دهد. به طور مثال اگر اتاقي براي فعاليت روزمره و ورزش است، بايد رنگهاي پوياتري براي آن در نظر گرفت. تا نشاط و فعالیت را القا کند و برای اتاق های استراحت و خواب باید از رنگ های آرام بهره بریم.»
وي استفاده از نور در كنار رنگ را از ويژگيهاي مثبت طراحي هاي جديد عنوان كرده و مي گويد: «ميزان نور طبيعي و مصنوعي دکور، نقش زيادي در تغييرات روحي و رواني ساكنان يك منزل دارد. از اين رو بايد به نحوي در دكوراسيون و طراحي اقدام كرد كه در طول شبانه روز، نور به صورت يكنواخت نباشد و تفاوت میان شب و روز بر اساس نور فضا، مشخص شود.»
آرامش در فضاي كوچك
دادخواه معتقد است: «منظور از اينكه گفته مي شود، فضاسازي در دكوراسيون نقش مهمي دارد، مساحت نيست، بلكه در همان فضاي كوچك نيز به نحوي مي توان اتاق را طراحي كرد كه براي فرد احساس حضور در اتاق بزرگ را داشته باشد. مثلا با استفاده از آيينه هاي مختلف مي توان يك فضاي 20 متري را به نحوي طراحي كرد كه بزرگتر به نظر آيد . و با استفاده از تكنيكهاي طراحي و معماري مي توان در اين زمينه اقدامات زيادي انجام داد.»
فرهنگ ایرانی و ديدگاه هاي مردم نسبت به طراحی ودکور
او می گوید: «در بحث طراحي دکور دو مساله مهم وجود دارد، يكي ديدگاه خود طراح و ديگري فرهنگ استفاده كنندگان از طراحي ها. مثلا امروزه استفاده از رنگهاي تيره در كشور ما به عنوان يك فرهنگ درآمده است، طراحان زمانی که یک عادت یا فرهنگ در منطقه ای پدید می آید، باید سعی کنند خود از آن دیدگاه و فرهنگ جدا شوند تا در نهایت بتوانند آثار جدید و زیبایی خلق کنند.
از سوي ديگر تكنيك هايي كه معماران و طراحان از آن استفاده مي كنند و چگونگی ايجاد شادابي با استفاده از اين تكنيكها، از جمله دانسته هايي است كه طراح با استفاده از آن به ايجاد تغيير مي پردازد.
طراحان و معماران مي دانند كه فرهنگي كه به سمت استفاده از رنگ تيره رفته و حتي به عادت تبديل شده است به مرور زمان باعث پايين آمدن انرژی و ایجاد ياس در افراد مي شود، بنابراين ضروري است از رنگهايي استفاده شود كه در تضاد با اين مساله باشد. در واقع خود طراح در ابتدا باید به آنچه قصد دارد ایجاد کند معتقد باشد. همچنین، استفاده كنندگان از اين طرحها نیز باید دقیقا هدف و پیام خود را از ایجاد تغییر در الگوهای محیط اطراف خود بدانند.»
بی توجهی سازه های غيرحرفه اي به تكنيكهاي علمي دكوراسيون
دادخواه معقتد است: «ساخت و سازهايي كه به طور غير حرفه اي انجام شده و مي شود، بيشتر به مساله اسكان توجه دارد تا توسعه انساني زندگي. به طور مثال، هدف از غذا سير شدن بوده نه اينكه از غذا خوردن لذت ببريم و سير شويم؛ اما اكنون مهارتهاي زندگي تغيير كرده است، ديگر زمان فقط سير شدن نيست، چرا كه حجم غذا كم شده اما انرژي آن بيشتر. در بحث معماری و دکوراسیون نیز همین موضوع وجود دارد. در معماری غير حرفه فقط بحث وجود یک سرپناه و سایه بانی برای زندگی مردم مورد توجه قرار می گرفت؛ بنابراین گونه معماران به سراغ كيفيت نرفتند و تنها كميت را مدنظر قرار دادند. این در حالی است كه امروزه صحبت از همراهی معماري با موزيك، رنگ، نور و ... برای افزایش کیفیت یک بنا است.»
دادخواه البته عقیده دارد ساختمانهاي ساخته شده به اين روش را هم مي توان از طريق طراحي داخلي تغيير داد. او می گوید: «می توان ساختمانهاي را كه چارچوب معماري تعريف شده ای ندارند، با معماري جديد تلفيق كرد تا حداقل از بعد تهویه و ایجاد آکوستیک صدا، متناسب با زندگی امروزی شود. در معماری امروز سازه ها سبكتر شده اما در عين حال به قوا و استحکام آن افزوده شده است تا در مقابل آلودگيهاي صوتي، لرزشي و زيستي مقاومت داشته باشند.»
تغيير ديدگاه نيازمند برنامه مدون
دادخواه، تغيير ديدگاه در زمينه طراحي و دكوراسيون را نيازمند داشتن يك برنامه منظم و مدون مي داند و مي گويد: «تغيير ديدگاه بر اثر "احساس نياز" پدید می آید، يعني بايد اين احساس نياز را با اطلاع رساني در مردم ايجاد كرد. مردم باید حس کنند که به محلی برای اسكان و استراحت و جايي براي ذخيره سازي انرژي نیاز دارند تا اين انرژي ذخيره شده را در فعاليتهاي روزمره خارج از منزل مورد استفاده قرار دهند. بر همين اساس، اطلاع رساني به مردم و آموزش علم روز همراه با نشان دادن آثار معماري و طراحي در تغيير رفتارها و رويه هاي مردم، در اين تغيير ديدگاه بسيار موثر خواهد بود.»
او به مشاهدات خود در كشورهاي انگليس و اسكاتلند در تتوع طرحهاي معماري اشاره می کند و می افزاید: «در اسكاتلند خانه ها از داخل و درون، تغييرات و شكستگيهاي خاص خود را دارند. خانه هاي مستطيل و مكعب زياد ديده مي شود. خانه هاي بيضي شكل، دايره اي و ... نيز در بسياري از شهرهاي اين كشور طراحي و ساخته شده اند. ضمن آنكه استفاده از گچبري در طراحي نيز مورد توجه معماران اين كشور قرار دارد. هدف آنها از اين تغييرات ايجاد شادابي خاص در ميان افراد جامعه آنهاست. اما در كشورهاي شرقي، به دليل فضاي محدود، بیشتر طراحي ها از چوب است.»
دادخواه اضافه می کند: « در اسکاتلند، بيشتر طراحان، طبق سنت اين كشور از حصير و درخت بمبو، در طراحي و دكوراسيون استفاده مي كنند. به طور مثال در فرش خانه از حصيري با نام "تاتامي" استفاده مي كنند كه به عنوان يكي از وسايل توانبخشي محسوب مي شود چرا كه علم ثابت كرده است قدم زدن و نشستن بر روی اين حصير، به انسان احساس آرامش مي دهد. یا مثلا وجود درهای کشویی در کشورها شرقی مانند چین و ژاپن باعث شده كه مردم اين كشورها به آهستگي صحبت كنند و اين به يك عادت براي آنها تبديل شده است. اين عادت موجب حاكم شدن فرهنگ آرامش در زندگي و جامعه آنها می شود.»
اثر تغييرات طراحي و دكوراسيون بر زندگي مردم
این روانشناس درباره آثار تغيير وضعيت دكوراسيون و طراحي خانه ها و مكانهاي استراحت بر زندگی افراد، می گوید: «استراحت، دو جنبه دارد، يكي جسماني است كه ناشي از خستگي ماهيچه هاست، اما بخش بزرگي از استراحت، جنبه روحي و رواني آن است. زندگی ماشینی امروز استرسهايي را در مردم ایجاد کرده است که بايد در جايي تخليه شود تا آرامش اوليه به فرد بازگردد. زمانی که تنها به بعد جسمانی استراحت توجه کنیم و آرامش روح را نادیده بگیریم، متوجه می شویم که مثلا فرد در محيط كار سريع پرخاشگر شده و با كوچكترين مساله از كوره در رفته و سريع وارد فاز استرس مي شود. اين انرژي منفی كه از محیط به فرد وارد شده، نه تنها خالي نمي شود، بلكه روز به روز افزايش مي يابد. در نتيجه برخلق و خو و از همه مهمتر بر رفتار فرد اثر مي گذارد. تدوام اين امر خود به خود جامعه را به يك جامعه خشن و عصباني تبديل مي كند.»
طراحي و دكوراسيون، تجمل پرستي نيست
او با تاکید بر اینکه "طراحي و دكوراسيون را تجمل پرستي نمي دانم" می گوید: «تجمل با زیبایی تفاوت زيادي دارد. ممكن است فردي با هزينه زياد از وسايل گران براي طراحي و دكوراسيون محل كار يا منزل خود استفاده كند اما در چيدمان و چينش وسايل به نحوي عمل كند كه اثر يك طراحي و دكوراسيون ساده را هم نداشته باشد. طراحي به معني استفاده از وسايل مختلف و گران نيست، چرا كه طراحي در عين حال كه بايد ساده باشد، بايد با طبيعت فرد نيز بخواند. در واقع هر چه طراحي را ساده تر كنيم، ارزانتر و همه گيرتر هم مي شود.»
دادخواه معتقد است: «طراح خوب طراحي است كه بتواند وضع موجود را سامان دهد نه اينكه هزينه سازي كند. چرا كه طراحي يك مكان با استفاده از وسايل طراحي و از پيش طراحي شده، نشان دهنده هنر طراح نيست. اگر طراحي ارزان و ساماندهي وضع موجود را در كنار ديدگاه طراحي داخلي در افراد ايجاد كنيم، بهتر از آن است كه همه افراد طراحي داخلي را با قرارداد سفارش وسايل مختلف و گران انجام دهند.»
او تاكيد مي كند كه براي همه گير كردن طراحي و اهميت دكوراسيون بهتر است خود مردم را توانمند كرد كه آنها نيز بتوانند بخشي از طراحي را انجام دهند. در اين صورت است كه مي توان اصولا مساله طراحي داخلي و دكوراسيون را همه گير كرد. سپس وقتی این اشتیاق درمردم ایجاد شد، آنگاه می توان از طراحان خبره و کارآزموده استفاده برد، با اين حال اگر كسي توان مالي انجام طراحي های بزرگ و پرهزینه را ندارد، حداقل می تواند از طراحی های ساده و زیبا بهره مند شود. در حقیقت باید اين احساس را در مردم ايجاد كرد كه ساماندهي طراحي داخلي يك نياز است و تجمل پرستي محسوب نمي شود چرا كه براي آسايش و آرامش ضروري است.»
آموزش علمي دكوراسيون لازم است
دادخواه با یادآوری گسترش آموزشهايي علمي در زمينه دكوراسيون و طراحي در كشورهاي پيشرفته، می گوید: «آموزش علمي دكوراسيون در ایران، تنها با عنوان طراحي مطرح شده، در حالي كه بايد به مبحث آموزش دكوراسيون كه همگام با ساير علوم در حال پيشرفت است، توجه بيشتري شود. با برگزاري دوره هاي مختلف در فرهنگسراها، می توان به آموزش طراحي براي علاقه مندان پرداخت. مسئولاني كه متولي ارتقاء مهارت هاي زندگي در كشور هستند مي توانند از طريق آموزش و پروش و آموزش عالي در زمينه آموزش دكوراسيون و طراحي اقدام كنند. ضمن آنكه افرادي كه به دنبال علم طراحي و دكوراسيون هستند هم مي توانند از طريق مراكز آكادميك اين موضوع را دنبال كنند.»
او معتقد است: «با توجه به اهميت طراحي در آرامش رواني و روحي افراد، دانستن بخشي از مسائل روانشناختي براي طراحان ضروري است. از اين رو طراح بايد با روانشناسي رنگ، نور و صوت نيز آشنا باشد.»
این روانشناس می گوید: «من از كساني هستم كه به طراحي داخلي، يعني تنوع طراحي در محيطي كه زندگي مي كنم، اهميت زيادي مي دهم. لذا يكي از طرفدران طراحي و معماري داخلي هستم. چرا كه ما براي زندگي كردن نباید تنها به دنبال گذرندان ايام باشیم، بلکه باید به ابعاد دیگر وجودی مان توجه کنیم. البته نبايد اين مساله را هم فراموش كرد كه اهميت دادن به مساله طراحي و دكوراسيون به معناي هزينه كردن و تجملگرايي نيست بلكه در يك خانه حصيري هم مي توان به آرامش دست يافت.»