اصول معماري ايراني - بخش 3
هنر و معماري ايران از ديرباز داراي چند اصل بوده كه به خوبي در نمونههاي اين هنر نمايان شده است. اين اصول عبارتند از: مردم واري، پرهيز از بيهودگي، نيارش، خودبسندگي، و درونگرايي. در اين بخش سعي در توضيح جزئي هر يك از آنها داريم.
اين قسمت - نيارش
واژه «نيارش» در معماري گذشته ايران بسيار بكار رفته است. نيارش به دانش ايستايي، فن ساختمان و ساخت مايه (مصالح) شناسي گفته ميشود.
معماران گذشته به نيارش ساختمان بسيار توجه ميكردند و آن را از زيبايي جدا نميدانستند. آنها با تجربه به اندازههايي براي پوششها و دهانهها و جرزها دست يافته بودند كه همه بر پايه نيارش بدست آمده بود.
«پيمون» اندازههاي كوچك و يكساني بود كه در هر كجا به اقتضاي نياز به كار ميرفت. پيروي از پيمون هرگونه نگراني معمار را درباره نااستواري يا نازيبايي ساختمان از ميان ميبرده، چنانكه يك گلگار نه چندان چيرهدست در روستايي دور افتاده ميتوانست با به كار بردن آن پوشش گنبدي را به همان گونه انجام دهد كه معمار كارآزموده و استاد پايتخت.
معماران همراه با بهرهگيري از پيمون و تكرار آن در اندازهها و اندامها، ساختمانها را بسيار گوناگون از كار درميآوردند. هيچ دو ساختماني يكسان از كار درنميآمد و هر يك از ويژگي خود را داشت گرچه از يك پيمون در آنها پيروي شده بود.
