اصول معماري ايراني - بخش 2
هنر و معماري ايران از ديرباز داراي چند اصل بوده كه به خوبي در نمونههاي اين هنر نمايان شده است. اين اصول عبارتند از: مردم واري، پرهيز از بيهودگي، نيارش، خودبسندگي، و درونگرايي. در اين بخش سعي در توضيح جزئي هر يك از آنها داريم.
اين قسمت - پرهيز از بيهودگي
در معماري ايران تلاش ميشده كار بيهوده در ساختمانسازي نكنند و از اسراف پرهيز ميكردند. اين امر هم پيش از اسلام و هم پس از آن مراعات ميشد.
اگر در كشورهاي ديگر هنرهاي وابسته به معماري مانند نگارگري (نقاشي) و سنگتراشي به عنوان پيرايه (آذين) به شمار ميآمده، در كشور ما هرگز چنين نبوده است. گرهسازي با گچ و كاشي و خشت و آجر كه خود معماران به آن آمود و اندود ميگويند، بيشتر به عنوان بخشي از كار بنيادي ساختمان به شمار ميرفته. اگر نياز باشد در زير پوشش سقف پنلي در برابر سرما و گرما ساخته شود يا افراز بنا لازم باشد، با افزودن كاربندي ميتوان آن را كوتاهتر و «بااندام» و مردم وارد كرد. اگر ارسي و روزن با چوب، گچ، و شيشههاي خرد و رنگين گرهسازي ميشود براي اين است كه در مقابل آفتاب تند و گاهي سوزان، پناهي باشد تا چشم را آزار ندهد. اگر گنبدي از پايين تا بالا با كاشي پوشيده ميشود، تنها براي زيبايي نيست. همچنين بايد توجه داشت كه واژه «زيبا» به معني «زيبنده بودن» و «تناسب داشتن» است نه قشنگي و جمال.
در زيگورات چغازنبيل از 1250 سال پيش از ميلاد، ميتوان كاربرد كاشي را ديد. در اين ساختمان ازاره ديوارها را با كاشي آبي آمود كردهاند. چون هنگام رفت و آمد مردم، برخورد به پاي ديوار بيشتر بوده است و چون خشت در برابر باران آسيب ميديده، نماي ساختمان را با آجر پوشاندهاند.
همچنين از كاشي در آمود و گنبدها بهره گيري ميكردند و آن را پر از نقش و نگار ميكردند. اين تكههاي رنگي كاشي، آسانتر تعمير و بازسازي ميشوند. كاشي عمر زيادي ندارد و پس از زماني از جاكنده شده و فرو ميريزد. به ويژه در جاهايي كه برف و يخ هم باشد، اگر رويه آنها يكرنگ باشد، بازسازي بخش كنده شده دشوار ميشود و كار دو رنگ درميآيد. ولي هنگامي كه تكهتكه و چند رنگ باشد كار آسانتر است.
