امروز : جمعه, 19 شهریور 1389 / 1 شوّال 1431 / Friday 10 September 2010


محاكمه در خيابان

وجود خطوط در محيط به لحاظ بصري و روانی نقش مهمي در دكوراسيون و چيدمان دارند. اگر به اطرافتان نگاهي بياندازيد خطوط عمودي، افقي، منحني و شكسته‌اي خواهيد ديد كه عناصر فضا را مي‌سازند و هر كدام بر احساسات و عواطف افراد تاثير مي‌گذارند؛ مثلا خطوط منحني، نرمي و انعطاف دارند، خطوط عمودي و افقي استحكام و ايستايي به وجود مي‌آورند و خطوط مورب باعث پويايي مي‌شوند. به همين دليل خطوط بسيار مورد توجه طراحان و دكوراتورها قرار دارد و از آن استفاده‌هاي زيادي مي‌كنند.

محاكمه در خيابان
يكي از تجربيات موفق استفاده از خطوط در فضا و ايجاد حالات روحي مختلف را در فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» مي‌بينيم، كه با تفكر عميق «رضا مهدي‌زاده» به كار گرفته شده و خواسته‌هاي فيلم‌نامه و كارگردان نام‌آشنايش «مسعود كيميايي» را برآورده كرده است.

رضا مهدي‌زاده، متولد 1357 است كه مقطع کارشناسی‌اش را در رشته طراحی صحنه و کارشناسی ارشد را در رشته کارگردانی نمایش به پايان رسانده و طراحي صحنه نمايش‌هايي مانند «بیداری در نورنبرگ 2011»، «خیال روی خطوط موازی»، «سلول صفر» و «تندباد خیال» و فیلم¬هایی همچون «برگه¬های سفید» و «کیش و مات » را بر عهده داشته است. با او گپ و گفتي درباره طراحي صحنه «محاكمه در خيابان» و دكوراسيون آن داشته‌ايم كه در ادامه مي‌خوانيد.

فيلم از چند لوكيشن تشكيل شده و اولين لوكيشني كه مخاطب وارد فيلم مي‌شود چه مكاني است؟

عنوان فيلم «محاکمه در خیابان» است. خیابان، لوکیشن محوری فیلم است و شخصیت محوری در خیابان‌های تهران به دنبال یافتن پاسخ به پرسش¬های ذهنی و سرنوشت به راه می‌افتد. سکانس افتتاحیه فیلم در یک مکان بسته يعني گل‌فروشی شروع می‌شود. گل‌فروشی مکانی است که در آن تنوع رنگی و نشاط وجود دارد، این نشاط  و فرح در کاراکتر محوری ما هم كه برای تحویل گرفتن ماشین گل زده و دسته گل عروسی خود به گل‌فروشي وارد شده ديده مي‌شود. با وجود اینکه این فیلم سیاه و سفید است گل‌فروشي را خيلي شاد و مفرح طراحي كرده‌ايم و در آن آينه نقش محوري دارد. آینه این امکان را به وجود میآورد که شخصيت محوري فيلم (داماد) را از زوایا و نماهای مختلف ببینیم. علاوه بر آن به عنوان عنصری تاکیدی در این مکان برای ایجاد جریان در ميان شخصيت‌هاي حقيقي و مجازي فيلم، عمل میکند.

نکته مهم در فيلم، محاکمه و خیابان است كه تم‌های اصلی این فیلم هستند. «محاکمه»؛ رویارویی یک شخصيت در طول فيلم با خودش و محیط است؛ و «خیابان»؛ هزارتوی درون یک کاراکتر است. در پیچ و خم خیابان‌های مختلف تهران، می¬توان پیوسته سردرگمی و تردید شخصیت را دریافت کرد. در این پیچ و خم¬ها مکانهایی تحت عنوان محل  فیلمبرداری هستند که بخشی از شرایط روحی و درونی کاراکتر را برای تماشاگر بیرونی می‌کند. محل اول پس از تیتراژ گل‌فروشی است.

در سكانس گل‌فروشي چه گل‌هایی وجود دارد كه بر اساس شخصیت امیر چیده شده باشد؟

دسته گل دامادي را رز سفید با یک روبان سفید انتخاب کردم. ماشین عروس هم یک ماشین سفید بود. رنگ سفید سرشار از «وهم» است. گل‌های رز سفید با شاخه‌های بلند و روبان بلند سفید و آویزان که در مسیر باد قرار می‌گیرد و کاملا تداعي كننده تحرک است؛ به اين ترتيب ما «وهم» و عدم اطمینان را در ابتدای فیلم و در چند پلان بسته مشاهده مي‌كنيم. اين تردید و عدم اطمينان در شخصيت امير بسيار وجود دارد و با اين نمادها و نشانه‌ها به بيننده معرفي مي‌شود. در صحنه‌های پایانی این فیلم نيز گل سفید را پژمرده مي‌بينيم.

محاكمه در خيابان
 
حضور چه رنگ‌هايي بيشتر در فيلم احساس مي‌شود؟

چون این فیلم به صورت سیاه و سفید ضبط شده است، توجه به رنگهای سیاه و سفید و خاکستری¬های رنگها و کیفیت چیدمان آنها در کنار هم نکته مهمی بود. در فیلمهای سیاه و سفید، عناصر سیاه و سفید امکان جذب و همینطور هیجان بصری بیشتری دارند و تنالیته های رنگهای گرم و سرد حد فاصل میان این دو رنگ قرار میگیرند.

كل فيلم منوكروم است؟ 

بله. منوکروم بودن کار طراح را به شدت سخت می‌کند. فیلم مونو کروم در اوایل دوران سینما رواج داشت و فقط می¬توانست تصویر کاملا سیاه و سفیدی ارائه دهد. من به عنوان طراح صحنه و لباس در انتخاب رنگ لباس‌ها بسيار محدود بودم. به همين دلیل مثلا از رنگ‌هاي آبی و سبز اصلا در فیلم استفاده نكردم و سراغ رنگ‌هایی رفتم که در تنالیته¬های قرمز – قهوه¬ای جا بگیرد. در واقع گرایش من در رنگ‌بندی فیلم، به طرف خاکستری و رنگ‌های گرم بود، این رنگ را در جایگاه‌های مختلف، به‌خصوص در لباس‌ها با دقت شدید استفاده كردم. در لباس‌ها علاوه بر رنگ به جنس آنها بسيار دقت كردم. جنس‌های رزینی و براق در کنار بافت‌هایی که نور را به خودش جذب می‌كند استفاده كردم. اين پارچه‌ها با وجود منوکروم بودن و نماهای بسته خیلی زیاد، تنوع دیداری زيادي ايجاد كرده و در واقع به تحليل شخصیت‌ها کمک مي‌کند.

آینه در فيلم‌هاي متفاوت، تعابیر متفاوتی دارد و در سینما از آینه خیلی استفاده مي‌شود، در فرهنگ ایرانی و اساسا فرهنگ شرقي هم به ویژه تعاریف و معانی خاصي دارد. اما آيا وجود آينه در هر خانه‌اي لازم است يا خير؟ چون گاهي امكان دارد تاثیر معکوسی داشته باشد.

یکی از کارکاردهای آینه افزایش بعد و در واقع بعد مجازی است. حتي شكل آینه يعني محدب، مقعر و تخت بودن آن هم فضا را دگرگون مي‌كند. آینه آن سوی سکه درون است. آینه در فرهنگ و سنت ایرانی تعبیری از روشنایی است. آینه فضا را بزرگ‌تر نشان می‌دهد و تعدد تصویر ایجاد می‌کند و براي كساني كه محيط كوچكي دارند برای ایجاد بزرگنمایی بسيار راهگشاست.

آينه جلوه حقيقي را به مجاز تبديل مي‌كند و هنگامی که دوربین تصویر نقش بسته به کانون آینه را تصویر می¬کند، باعث ایجاد تعلیق می¬شود. اين يكي از دلایلی اصلی استفاده از آینه در اين فيلم بود. اين جريان و كنار هم قرار دادن تصاویر حقیقی و مجازی می‌تواند یک جریان جذاب برای تماشاگر باشد.

اولین فضای داخلی که ما در فیلم می‌بینیم کجاست و چه ويژگي‌هاي چيدماني دارد؟

بعد از گل‌فروشي شخصیت اصلي ما وارد گاراژي مي‌شود كه محل كارش است. در این مکان با استفاده از قاعده بازتابش نور و رنگ از سطح آب، توانستیم با آب¬هایی كه در سطح چاله تعمیرگاه ریختیم و انعکاس نور و رنگ، فضایی پيچيده و درهم ایجاد کنیم. نکته ديگر اینکه گاراژ مکانی است که ذاتابه دلیل چیدمان عناصری که در این فضا قرار گرفته، مثل مچاله بودن و ازهم‌پاشیدگی ماشین‌هاي موجود در تعميرگاه، دارای خطوط رسا و پرمعني است.

در واقع ما در مکان دوم، انعکاس و آشفتگی داريم و اين ابتدای نمايان شدن آشفتگی در فيلم است. اين گاراژ کاملا مدرن است، برخلاف گاراژهای دیگر فیلم‌های کیمیایی، روغن سوخته و کثیفی ندارد و کارواش هم در آنجا هست. ما در پس‌زمینه گاراژ، صدا و تصویر آب را داريم، اما آبی که حرکت تندي دارد و خشن است.

محاكمه در خيابان
 
فضاي داخلي بعدي كجاست؟

مکان بعدی خانه یکی از شخصیت‌های فیلم است که در آن کهنگی و عدم توجه دیده می شود. از دیدگاه من، این خانه، یک خانه پست و کهنه بود؛ پس خانه‌اي انتخاب شد كه در خياباني شيب‌دار و کنج يك میدانگاه قرار داشت؛ وقتی با خانه مواجه می‌شدیم نصف خانه را نمی‌دیدیم و فقط طبقه دوم به بالا را می‌دیدیم. اين خانه بافت آجری كهنه داشت و تقريبا شبيه بافت معماری دهه پنجاه تهران بود كه از ایوانش استفاده کردیم؛ خانه‌های مجاور آن با سنگ‌های سفید و مدرن ساخته شده بود. داخل خانه دیده نمی‌شود و بيننده تنها از پشت شیشه و پرده کرکره¬ای قدیمی به هویت خانه پی میبرد.

لوکیشن بعدی نيز خانه‌اي با معماري خاص بود. بخشي از خانه با چوب طراحي شده بود و خطوط زيادي در آنجا استفاده مي‌شد؛ این خطوط در معماری در و پنجره‌ها، نرده‌ها و پله‌ها حضور دارند. یک خانه دوبلكس، به نسبت مرفه ولی متروک؛ در این خانه وسایل را جمع و بسته‌بندي کردیم تا نشانه‌هايي را به مخاطب ارائه دهیم.

به نظر شما چرا مردم بيشتر از پرده‌هاي چندلايه استفاده مي‌كنند و پرده‌هاي توري قديمي فراموش شده است؟

پرده‌های توری در گذشته معمولا هم‌اندازه پنجره تهيه مي‌شد. اما الان پرده‌ها تا پایین پنجره مي‌رسد. جالب اینجاست كه اگر به معماری دهه‌های 40 تا 60 نگاهي بياندازيم، تعداد نورگیرهای خانه بیشتر است و فضای بازتری داریم. اما حالا كه خانه‌ها كوچك‌تر و منابع نور هم كم شده است، از پرده‌هاي چند لايه استفاده مي‌كنيم.

پرده عنصری است که علاوه بر زیبایی، نقش مهمی در تنظیم فضا برعهده دارد، معمولا همه اتاق¬های خانه دارای پنجره است و چارچوب پنجره‌ها محل مناسبی برای ترکیب و استفاده از پارچه¬های زیبا به شمار مي‌رود. ذائقه زیباشناسانه مردم متناسب با شرایط و پیشرفت¬های اجتماعی عوض می¬شود و با بهره¬گیری از تنوع رنگها و جنس¬ها و فرم¬های ارائه شده در بازار می¬توان آرامش و نشاط را وارد فضای خانه کرد.
با ورود به مدرنيته، در دنيايي قرار گرفته‌ايم كه رنگ‌های خنثی در آن حضور بیشتری دارند؛ مثل خاکستری، سیاه و سفید. بهره گیری از تنوع رنگی در اين دنيا خیلی کمتر است. سیمان و بتون ارمغان دنیای مدرن هستند. البته در دنیای پست‌مدرن، ارجاع به متریال سنتی مانند گیاه و چوب را داريم. اگر به دوره گذشته برگردیم، مثلا به دوره قاجار، خانه با پنجره و درگاهی معرفی می‌شود، در آن دوران ما پنج‌دری، هفت‌دری و سه‌دری داريم. به استناد به نگارگری و مینیاتورهای ایرانی، مي‌توان اينگونه برداشت كرد كه طراحي داخلي و خارجي در قديم با يكديگر آميختگي زيادي داشته‌اند.

زندگی ما شرقی ها با طبیعت، نور و گیاه معنا مي‌يابد؛ معماری شرق، معماری کف محور است كه آن را می‌توانیم در معماری مساجد ببینیم، برخلاف معماری کلیسا؛ که در ارتفاع به اوج مي‌رسد (مثل خیلی از معماری‌های گوتیک كه همه در ارتفاع هستند). وقتي مدرنيته به جامعه هجوم می‌آورد، رشته ارتباط با طبیعت پاره می‌شود و كاركرد پرده به عنوان یک حریم انتزاعی تغيير مي‌كند و ديگر مانند كاركرد پرده در فضای سنتی نیست. بنابراين پرده را باید طوری طراحی کنیم که علاوه بر كمك به ورود نور در فضاهای داخلی، به ایجاد امنیت در فضای خصوصی نیز کمک کند، زيرا پنجره مکانی است که به خاطر کارکردهای ارتباطی که در ذات آن نهفته است به لحاظ روانشناسی هم ایجاد آرامش می¬کند و هم امکان ترس و نگرانی را به همراه دارد.

ما ایرانی‌ها در خانه‌هايمان به خطوط توجه نمی‌کنیم. بیشتر شکل حجم برايمان مهم است. آیا با توجه به آشفتگي شخصيت ساكنين خانه¬ای که نقش آن را آقای فروتن بازی می¬کند، لازم است هارمونی خطوط در آن وجود داشته باشد؟ و چقدر در خانه‌های ایرانی به هارمونی خطوط توجه می‌شود؟

اگر بخواهيم این لوكيشن را از نظر عناصر طرح بررسي كنيم، خطوط بیشترین حضور را دارند و بعد حجم. ما به محض ورود شخصيت به فضا، هجوم پرقدرت خطوط را می‌بینیم. شخصیت از یک سایه‌روشن وارد می‌شود، خطوط در و پنجره به گونه¬ای است که گویا شخصیت را وارد محیطی بسته و نوستالژیک می‌كند. بعد از آن حجم‌ها را می‌بینیم، انبوهي از وسايل جمع شده كه هندسه نامشخص و ناموزوني دارند. در واقع اين لوكيشن، خانه‌ای است که در آن وهم و ترس به شدت وجود دارد.

و اما در مورد خانه‌هاي شخصی افراد؛ در اروپا معماری خط‌ محور را می¬توان به وفور مشاهده کرد. اين معماري با خطوط عمودي فضا و ارتفاع را در اختیار خودش مي‌گيرد. در شرق و در ایران خط افق و خطوط موازی با آن برای مردم به خاطر شرایط جغرافیایی آشناتر است. پس به همین نسبت با کاهش خطوط به سطح و گستره مي‌انديشيم.

محاكمه در خيابان
 
در معماری و چيدمان وقتی خطوط حذف می‌شود، بايد چه چيزهايي براي جبران آن در نظر گرفت؟

باید خانه را پویا کنیم و تحرک به‌وجود آوریم. این تحرک باعث مي‌شود ریتم به وجود آيد و در نتيجه افراد در خانه دیرتر خسته مي‌شوند. در وقع رسالت خط در هنر، ایجاد ریتم و پویایی است؛ مثلا چشم ما به واسطه خطوط در فضا حرکت می‌کنند. می‌توانیم با یک خط مطمئن باشیم و با یک خط نگران. اگر در فضاهای اداری بخواهيم براي مراجعه‌کنندگان امنیت ایجاد کنیم، بايد از خطوطی استفاده کنیم كه آرامش‌بخش باشند. این خطوط هم در افق حركت می‌کنند و هم در ارتفاع. اگر تعداد خط‌ها بیشتر شود، مثلا به واسطه گل‌هایی که در فضا استفاده می‌کنیم، گل‌های کشیده و گل‌هایی که در ارتفاع قرار می‌گیرند، حتي تابلويي كه محتوای تصویرش خطوطی موازی با خطوط حاشیه تابلو باشند، باز اطمینان را بیشتر می‌کنند. خطوط هرچقدر با سطوح کف و سقف تضاد داشته باشند، به لحاظ روانی باعث عدم امنیت مي‌شوند. بهره¬گیری از شخصیت خطوط به مثابه شخصيت‌هاي نمایشی در طراحی صحنه امری بدیهی است.
خدايار قاقاني

نظرات (0)

نوشتن نظر

کوچکتر | بزرگتر
security image
کارکترهای نشان داده شده را بنویسید

busy

سایر مطالب