شیشهگری از هنرهای ظریف و زیبایی است که سالها در کشورمان مغفول مانده بود و حالا به همت استادی توانمند به اوج رسیده است. «سعید گلکار» با 30 سال سابقه کار در موزه آبگینه و سازمان میراث فرهنگی، 25 سال تدریس در دانشگاههای مختلف و پشتوانه علمی و تجربی عظیمش توانسته به شیشهها جان بخشد. او در طی این سالها در کنار استادکاران حرفهای، معجزه رنگ بر روی شیشهها را لمس کرده و به تکنیکها و نقوش منحصربه فردی رسيده است. روشهاي بديعي كه با الگوهاي مختلف سنتي و جديد تلفيق شده و به تركيببنديها و فرمهاي زيبا و متنوعي رسيده است. در گالري گلكار جملهاي خودنمايي ميكند: «با رنگها میتوان زندگی بهتری داشت»؛ با هم به دنیای رنگی شیشههایش سر میزنیم.
تاريخچه
از حدود 5هزار سال قبل، شیشه در دنیا شناخته شد و مصر، ایران و خاورمیانه در واقع مرکزیت این هنر را به خود اختصاص داده بودند.
در دوره هخامنشی در دربار پادشاهان جامهای بلورین وجود داشت. شیشههای اولیه جنبه کاربردی نداشتند و بیشتر تزئینی بودند که به قیمت گزافي هم ساخته میشدند. در دوره اشکانیان، شیشهگرها متوجه میشوند که میتوانند در شیشه مذاب بدمند. همین کشف باعث شد تفاوتهای زیادی در ساخت شیشه نسبت به گذشته به وجود آید و شیشه از آن زمان به بعد به صورت انبوه، تولید و وارد خانه مردم عادی هم شد.
دوره ساسانیان به تزئینات روی شیشه اهمیت دادند، از جمله آنها نقوش افزوده و نقوش تراشدار است که در جامهای تراش شستی ميبينيم. تراش شستی به این معنیست که جايي براي قراردادن انگشت شست بر روي جامها تعبيه ميشود. اوج شیشهگری ایران در دوره ساسانی بوده اما بعد از آن، حدود دویست تا سیصد سال این صنعت متوقف میشود. در دوره ديگر، شیشهگری به تدريج از زير خاكستر فراموشي بيرون ميآيد تا جايي كه بسيار رونق ميگيرد و به اقصی نقاط شرق دور صادر ميشود. مجددا با حمله مغول، اين هنر از اوج میافتد.
چگونه وارد اين هنر شديد؟
زماني كه من وارد موزه آبگینه شدم، شیشهها را از نزدیک لمس کردم و مطالعات زيادي هم در مورد آنها انجام دادم. هميشه فكر ميكردم چرا ما نتوانستیم به زیباییهای شیشه دست يابيم؟ کارگاههای شیشهگری در ايران و ساير نقاط جهان را مطالعه كردم، سپس به سازمان صنایع دستی سر زدم و آنجا كارهاي قدیمی را با كارهاي جدید مقایسه کردم. آنجا به مديران پیشنهاد دادم که پشت میزها ننشینیم و به کارگاهها سر بزنیم. در این رفتوآمدها بود كه تعدادی استادکار حرفهاي را شناختم و بعد تصمیم گرفتم خودم وارد کارزار شوم. کمکم در ترکیبات رنگی دست بردم، در فرم تغییراتی دادم و كارهاي جدیدي ارائه كردم؛ مثلا تلفیق فلز و شیشه را اولین بار من در ایران راه انداختم.
پس در واقع هنر شيشهگري به يك مديريت قوي نياز دارد؟
بله، شیشهگری مجموعهای از آدمهاست. دقيقا شبيه یک ارکستر است، همانگونه كه اگر يكي از نوازندهها با ديگران هماهنگ نباشد، تمام زحمات گروه به هدر ميرود، كار شيشه هم به همين شكل است. اگر دقت كنيد ميبيند كه حتي تركيبات اوليه شيشه هم گروهي است و براي تهيه آن بايد دقت زيادي صورت گيرد؛ مثلا 70 درصد سیلیس، 5 درصد کربنات، 5 درصد آهک، 5 درصد رنگ و مواد افزودنی دیگر و... درشيشهگري به كار ميرود. اينها بايد به ميزان دقيقي با هم تلفيق شوند تا شيشه اوليه به وجود آيد.
چه تکنیکهایی در شيشهگري استفاده میشود؟
ما دو نوع تکنیک داریم، تکنیکهای تزئین و تكنيكهاي ساخت.
• تکنیکهای تزئین شامل نقاشی، تراش، ویترای، نقوش افزوده روی بدنه، نقوش داخل بدنه، تکنیکهاي دو لایه، سه لایه، چندلايه و... است.
• اما تکنیکهای ساخت همزمان با ساخت شيشه اعمال ميشود، مانند دمیدن در قالب نقشدار (كه البته این یک تکنیک ساخت است که تزئینی هم به حساب ميآيد) ، تكنيك دمیده ساده یا آزاد، ریختن شیشه روی سطح که كار شبیه تایل و کاشی میشود و آبگز کردن (یعنی ترکدار کردن شیشهها) و... .
چه تکنیکهایی را خودتان ابداع كرديد؟
ترکیب شیشه و فلز، نقش شعلهای، نقشهای عنکبوتی، نقشهای نامنظم. طرح دیگری که خیلی هم موفق شد، نقش منظره بود كه به نوعي الهام از طبیعت است. تكنيكهاي ديگري مانند نقش گورخری، فرم قارچی و نقش مرمری هم از ديگر كارهايم است. اولین تایلها يا كاشيهاي شیشهای که در ایران توليد شد را نيز من ابداع كردم.
كارهايتان را به كشورهاي ديگر هم صادر ميكنيد؟
بله. اولین گالري که راهاندازی کردم کنار موزه آبگینه بود. افرادی که از كشورهاي ديگر به موزه میآمدند خودبهخود مراجعاتی هم به اين گالري داشتند و به اين ترتيب من با كشورهاي ديگر ارتباط برقرار كردم. ژاپن، اولین کشوری بود كه کارهايم را به آنجا فرستادم و بعد کانادا، امریکا و کشورهای مختلف اروپایی. كار صادرات هنوز هم ادامه دارد.
سفارش طرحهای سنتی و كلاسيك کشورهای ديگر مثل چین و ژاپن را هم ميگيريد كه بر روي شيشهها پياده كنيد؟
فقط از طرف کشور کره چند نمونه کوچک برايم پيش آمده. اما بیشتر كساني كه شيشهها را سفارش ميدهند و ميخرند دوست دارند کارها فقط مختص به ایران باشد.
بسياري از کسانی که در حیطههاي هنري فعالیت میکنند، نگران کپیکاری هستند كه مانع گسترش فعاليتشان هم ميشود. به نظرتان اين نگراني چقدر بايد جدي گرفته شود؟
من نگرانی زیادی ندارم، دلیلش هم اين است که هنرمند باید فکر خلاق و زندهاي داشته باشد و طرحهاي جدید و نو بزند. خلاقيت، خصیصه هنر است. اصلا بخشي از اين خلاقيت به دليل وجود رقبا به وجود ميآيد، به اين ترتيب است كه هنرمند به طرحهای جدید و کارهای نو فکر ميکند. اما متاسفانه كپيكاري زياد انجام میشود كه فقط مختص به ايران هم نيست.
مجموعه کالاهایی که تولید میکنید، صرفا گلدان و ظروف هستند یا به فكر ساخت موارد دیگری كه در دکوراسیون كاربرد داشته باشند نيز هستيد؟
برخی از ظروف توليدي میتوانند برای لوستر، چراغ خواب و آباژور هم استفاده شوند. تایلهای شیشهای، تابلوهايي كه با شيشههاي مختلف توليد ميشود، انواع جاشمعیها همه از موارد متنوعي هستند كه در دكوراسيون كاربرد دارند.
هنر شيشه شما چقدر ميتواند با کارهای دیگری که به سرعت و به صورت انبوه تولید میشوند، مثل انواع مجسمهها رقابت کند؟
قابل رقابت نیست. چون شیشه، کار دست است که زمان زیادی هم برای تولید هر کدام از كارها صرف میشود. اما کارهایی مثل مجسمهسازیهای ماشینی به سرعت تولید میشود. از نظر قیمت هم باید متفاوت باشند، چون كار دست نمونه تكي است كه دیگر نميتوان مانند آن را ساخت.
شما در دانشگاه هم همین رشته را تدريس میكنيد، اما زمانی که تازه فعالیتتان را شروع کردید این رشته در دانشگاه وجود نداشت.
بله. اصلا در گذشته این درس در دانشگاه تدریس نمیشد. رشته صنایع دستی 4 واحد عملی دارد و بعضی از دانشگاهها هم دوره تکمیلیاش را گذاشتهاند. ولی این کافی نیست و دانشجویان نمیتوانند درست و اصولي شیشهگری را یاد بگیرند مگر اينكه علاقه داشته باشند و به دنبالش بروند.
تفاوت آكادميك و غير آكادميك و تجربي این هنر چیست؟
شیشهگری دستی ابزاري دارد كه در همه جاها يكسان است مثلا لوله دم، شیشه مذاب، کوره و رنگهای مختلف. اما تركيب آنها با هم تفاوت ايجاد ميكند، به عنوان مثال رنگهای جدیدتري همچون نارنجی و زرد نيز وارد كار شده که در شیشههای سنتی آنها را نداشتیم. همینطور استفاده از تکنولوژیهاي جديد مانند کورههای برقی یا گازی. در دانشگاه و كارگاه تفاوت زيادي وجود ندارد چون روش یکی است. ولی ما در دانشگاهها کارگاه معیني به دلیل توليد آلودگی نداريم، به همین دلیل دانشجويان نميتوانند به صورت اصولي كار كنند. به گمان من آنها بايد بيايند از نزديك كار را ببينند و شيشه را لمس كنند، تا درك و تجربهشان بالا برود.
