با «همایون سلیمی» (عضو هيئت علمي دانشگاه هنر تهران ) در آتلیهاش قرار میگذارم، آنقدر سرزنده است كه باور نمیکنم 61 ساله باشد. او به طور قابل توجهی جوان است، جواني در صدایش و خندههایی که پس از هر پاسخ کوتاه تحویل میدهد موج ميزند. سالهای زیادی را صرف تحصیل در رشته مورد علاقهاش «نقاشی» کرده است. بعد از گرفتن دیپلم نقاشی در هنرستان هنرهای تجسمی میرک تبریز، برای ادامه تحصیل به فرانسه میرود و در نهایت بعد از گذراندن مدارج مختلف دانشگاهی با مدرک دکترای زیباشناسی و علوم هنر از دانشگاه سوربن پاریس، در سال 1370 به ایران بازمیگردد.

آتلیه در طبقه سوم ساختمان واقع شده، از در که وارد میشوم اولین چیزی که توجهم را جلب میکند سنگهاییست که برای درختچهها کنار گذاشته شده. درختچهها در اتاقی کوچک و بر روی قفسههایی سفیدرنگ نمایان میشوند و در ادامه بالکنی ميبينم که پر از درختچههاي بنسای است.
نور زیادی از بالكن به داخل میتابد و یک لحظه هم از آواز پرندگان اطراف در امان نیستیم. انگار که میدانند چه گنجهایی در اینجا حضور دارند و سرخوشانه آواز ميخوانند. زیر قفسهها پر از بطریهای آب است تا گیاهان در قحطی آب تشنه نمانند.
سلیمی اولین کسی است که در ایران درختچههای بنسای را بر روی سنگ پرورش داده است. خودش ميگويد: «با بنسای در پاریس آشنا شدم، آنجا فروشگاههایی بود که این کارها را ارائه میدادند و میفروختند. سال 1370 که به ایران برگشتم شروع به پرورش درختچهها کردم. اوایل در گلدان میکاشتم بعد کمکم امتحان کردم و دیدم روی سنگ هم رشد میکنند. الان 16- 15 سال است که درختچهها را روی سنگ پرورش میدهم».
برای تماشای ديگر درختچهها که در بالکن و سمت دیگر ساختمان هستند باید از اتاقی بگذری که در واقع آتلیه نقاشی اوست. اتاقی مملو از تابلوهای زیبا که بدون نظم خاصی کنار هم قرار گرفتهاند. آنها نيز به نوعي تداعيگر طبيعتاند.
فقط جذب زیبایی درختچهها نمیشوم، سنگها نیز با تمام ابهتشان زیبایی ظریفی دارند. «سنگها باید متخلخل باشند تا هم رطوبت را در خود نگه دارند و هم ریشهها بتواند به راحتی در آن نفوذ کند. اغلب آنها سنگهای مرجانیاند؛ به غیر از آن، سنگهای آهکی هم دارم که از شهرهای شمالی کشور و از ارتفاعات دو- سه هزار متری پیدا کردهام. از مناطقی مانند پلور، همدان، کرمانشاه، سنندج و اطراف یزد هم سنگهای زیادی جمعآوری کردهام».
سنگها محکم و مقاوم ایستادهاند و پر از سکوتاند، اما خوب از پس نگهداری درختچهها برآمدهاند. «گیاهانی داشتهام که خیلی بیجان بودند، ولی وقتی روی سنگ گذاشته شدند جان گرفتند». انگار که به اصل خود بازگشتهاند، همنشینی گل و سنگ و خاک.

اما سنگها از ابتدا همینطور ایستایی ثابتی نداشتهاند، سلیمی روی سنگها هم کار میکند. «سنگها به همین شکل در طبیعت نبودهاند، شاید به ندرت سنگی پیدا شود که ایستایی داشته باشد. با چکش و وسایل مجسمهسازی رویشان کار میکنم و به آنها جهت میدهم».
در گالری گلستان کارهایش در نمایشگاهی به نام «درخت از منظر مجسمهسازان و نقاشان» ارائه میشود، نمایشگاهی پر از تابلو و مجسمه با موضوعیت درخت. اما این درختچهها چه ارتباطی با مجسمه میتواند داشته باشد، «در واقع من درختچههای بنسای را به عنوان مجسمه در ایران معرفی کردهام».
مدام چشمام روی درختچهها میچرخد و از شادابیشان به وجد میآیم، مدام سن و سال و نام و نشانشان را میپرسم. گیاهان خاصی نیستند، همان درختهایی که هر روزه از کنارشان بیاعتنا رد میشویم، شاید نگران خشک شدنشان هم نشویم، شاید سنگدلتر باشیم و آنها را حتی قطع کنیم. اينجا درختاني مانند افرا، توت، کاج، انواع برگ سوزنیها، انجیر، زبان گنجشک، گیلاس و گیاهان آپارتمانی همچون شفلرا، فیکوس و بنجامین را در قد و قامتي كوچك ميبينيد. اما وقتی از قلمروهای خودساخته فارغ شویم، به آفرینشی نو میرسیم. افرا را در کلاردشت مازندران با ارتفاع عظیمی میبینید، سربه فلک کشیده، چسبیده به آسمان. اینجا افرا مینیاتوریست ارزشمند، روی سنگ و با همان لطافت و تازگی. «فیکوس و شفلرا در مناطقی مانند کیش به ارتفاع 15 متر هم میرسند».
سلیمی برای پیدا کردن گیاهان موردعلاقهاش زمان زیادی صرف میکند و با نگرشی زیباییشناسانه به جستوجو میپردازد. «گیاهان را بیشتر از نهالفروشها میخرم. زمانی که کلاسهایم در کرج برگزار میشد، میگشتم در نهالفروشیها، گیاهی پیدا میکردم که شاید جلوه خوبی نداشت و در یک قوطی فلزی کوچک بود. حتی وقتی که قیمتاش را از باغبان میپرسيدم برایش برخورنده بود. اما میگفتم من از این نهال کوچک خوشم آمده».
او برای خلق و تکمیل آثار هنریاش به پرورش گیاهان نيز میپردازد. «یا بذر گیاه را میکاریم یا با روش قلمه آن را تکثیر میکنیم. مثلا شفلرا را در آب میگذاریم تا ریشه دهد و بعد در گلدان و خاک میکاریم. شاخهها اگر به هم چسبیده و زیبا نباشند با سیمهای مسی به آنها فرم میدهیم». بعد از آن نوبت به بررسي و حضور سنگها میرسد. «در اوايل بهار گیاه را از خاک در میآوریم. بر روی سنگ میگذاریم و با خاک خاصی که به شکل خمیر درآمده بر روی سنگ محکم میکنیم. سپس روی خاک و اطراف گیاه خزه میگذاریم تا مرطوب بماند. بعد که گیاه جان گرفت، باید خزه را برداشت چون ریشه کمکم در خزهها فرو میرود». اینطور هم نیست که گیاهی بر روی سنگ برود و تمام. سلیمی برای ایجاد تناسب میان گیاه و سنگ زمان زیادی میگذارد. «یک درخت با دهها سنگ مختلف با خلل و فرج متفاوت سنجیده میشود تا مناسبترینها در کنار هم قرار بگیرند. یعنی هیچ کدام از اینها به طور تصافی زيبا و متناسب نميشوند». وقتی سن گیاه بالاتر رفت باید به طور مرتب هرس شود تا ارتفاع کوتاه و مناسبی داشته باشد.

وقتی سن گیاه کمی بالاتر رفت و ریشه رشد کرد، سليمي ریشهها را هدایت میکند تا به درون سنگ بروند. بعد از چند سال هم ریشه کلفت میشود و شکلی شبیه شاخه پیدا میکند. سلیمی به درختچههایش سخت نمیگیرد، آنها را در حیاط خانه، بالکن و در دماهای مختلف بار میآورد و از کود طبیعی برای رشدشان استفاده میکند. از آنجایی که باید سنگها در جای مرطوبی باشند، در ظروف شیشهای با ارتفاع کوتاهی و پر از آب قرار میگیرند. هر درختچه با خرمهرهای آذین شده، برای زیبایی و دوری از چشم زخم. در میان این همه گیاه، درختچه زیبایی هم هست که بسیار خودنمایی میکند، درختچهای بر روی چوب. «دو کار روی چوب داشتم که متاسفانه یکی از آنها خشک شد. ریسک کار روی چوب زیاد است چون چوب رطوبت را نگه نمیدارد».
به درختچههایش میگوید «حجم سبز» که تا به حال در 9 نمایشگاه به نمایششان گذاشته. آخرین آنها در نمایشگاه گل و گیاه بود. «در آنجا خیلی اتفاقی شرکت کردم که دست کم یک میلیون نفر بازدیدکننده مشتاق دیدن درختچهها شده بودند».
قیمت درختچهها بر اساس سن و زیباییشان متفاوت است از 150 هزار تا حدود 2 میلیون تومان. دلواپس درختچههای فروخته شده هم میشود: «سعی میکنم با خریداران ارتباط مستمر داشته باشم تا از حال و روز درختچهها باخبر شوم». چند درختچه از او در مرکز فرهنگی هنری صبا و موزه امام علی حضور دارند که آنها نيز فراموش نشدهاند. «گاهی میروم به آنها سر میزنم و اگر به آبپاشی و هرس نیاز باشد انجام میدهم».