خانهای را تصور کنید كه مبلمان آن با عناصری گنگ و خطوطی پیدرپی، بدون توجه به اصول زیباییشناختی کنار هم قرار گرفته و چیدمانی مبهم و پیچیده ساخته است. حتما فضایی خستهكننده و پر از اشفتگي است که دلتان نمیخواهد وارد آن شوید؛ اما شما میتوانید به همین عناصر روح ببخشید، با آنها ارتباط برقرار کنید، خطوط را معتدل و ساده كرده و تلاش کنید تا بین عناصر موجود وحدت ایجاد شود. کاری که «لیلی شهیدی» با ظرافت و به درستی آن را انجام میدهد.

با آنکه 26 سال سن دارد، اما منبعي غنی از اطلاعات است. به طبیعت و هویت اشیاء علاقهمند است و آنها را در جایی مناسب و درست معنا میکند. او نبوغ اشیاء را آشکار و با نگاهی ژرف به اشیاء، بهترینها را شکار میکند. اگرچه رشته تحصیلیاش مهندسی صنایع است، اما هنر اصیل را میشناسد و به آن بها ميدهد.
اين هنرشناس، درواقع مبلمان اصيل و قديمي را از لابهلاي فروشگاههاي قديمي پيدا كرده، بازسازي ميكند و پس از آنكه جلوه اصيل و دروني آن اثر را به نمودي دوباره رسانيد، از آن در چيدمان خانه استفاده ميكند.
به نمايشگاه و خانه «ليلي شهيدي» ميرويم تا از او درباره كارش بپرسيم:
کار شما دقیقا چیست؟
به طور خلاصه کار من این است که وسایل و مبلمان قدیمی را که کیفیت خوبی داشته باشند جمعآوری میکنم. در واقع با جستوجو در شهرها و مغازههای مختلف، بهترینها و اصیلها را از ميان انواع مبل و کمد، لوستر، مجسمه و انواع وسایل دکوراتیو انتخاب میکنم. اگر نیازی به تعمیر داشته باشند، در کارگاه رویشان کار كرده (مثلا چوبشان مرمت یا پارچهشان تعویض میشود) و سرانجام آنها را براي استفاده مجدد آماده ميكنم.
برای جمعآوري كالاهاي نمایشگاه فعلي چند سال زمان گذاشتید؟
حدود 2 سال است که وسایل را جمعآوری، مرمت و تعمیر میکنم.
چه مدت است در این حوزه فعالید و مبلمان قدیمی را جمع میکنید؟
من در خانواده و محیطی متولد شدم و رشد کردم که تفکر و توجه به هنر وجود داشت. مادرم استاد سفالگری است و در دانشگاه تدریس میکند. او اطلاعات زیادی در این مورد دارد و سالهای زیادی از عمرش را صرف جمعآوری این مبلمان و وسایل کرده است. او برای من منبعی غنی و مهم از اطلاعاتی بود که نیاز داشتم. قاعدتا بزرگ شدن در چنین محیطی و علاقه زیاد خودم باعث شد دنبال این هنر بروم. حالا وقتی مبلمان یا وسیله زیبایی میبینم مجذوبش میشوم، این کار را دوست دارم و برایم بسیار لذتبخش است. البته وقتی وارد این عرصه میشوی از بررسیها، کنجکاویها و کندوکاوها کمکم میتوانی حوزههای مختلف را بشناسی. مثلا از روی ساخت کمد میفهمی این کار ارمنیساز است. به مرور شناسنامه و مشخصات دورانها، سبکها، کشورها و هنرمندان دستت میآید. در کنار اینها مطالعه کتابها و مجلههای مختلف هم بسیار کمک میکند. علاوه بر این، ما دوستان خانوادگی ممتاز، مطلع و خبرهای داریم که در این حوزه فعالیت میکنند و به آن آگاه هستند.
مبلمانی که در نمایشگاه هست چه ویژگی خاص و برجستهای دارند؟
این وسایل قدیمی و زیبا از نظر من بسیار خاص و یونیک هستند. نمونه آنها را در ایران و حتی در جهان به ندرت پیدا میکنید. بیشتر وسایل دست کم، 80 سال عمر دارند یعنی در دهههای 40، 50 و 60 میلادی ساخته شدهاند. مبلمان و وسایلی قدیمی و کلاسیک که با گذشت سالهای زیاد آنقدر خوب ماندهاند و آنقدر باکیفیت هستند که با کمی تعمیر، بسیار زیبا و شکیل میشوند و سالهای زیادی عمر میکنند. این کارها سریکاری نبودهاند و سازنده برای ساخت آنها ماهها وقت گذاشته است. من به کیفیت کار بسیار اهمیت میدهم و برایم ارجحیت زیادی دارد. بنابراین هنگام تعمیر آنها هم بهترینها را انتخاب میکنم، بهترین پارچه، بهترین استاد کار و... .
این خصوصیات در مبلمان فعلی که در بازار میبینیم، وجود ندارد؟
من روی اصالت بسیار تاکید دارم. کارهای قدیمی کیفیت خیلی بهتری دارند زيرا برای ساختش وقت گذاشته میشده و هركدام نمونهای تک بودهاند نه سریکاری. در قدیم نجارها و سازندگان تولید انبوه نداشتند. این کارها کپی نیست، کاری اصیل و اورجینال است كه در زمان خودش ابداع و نوآوری ارزشمندی داشته. سازندگان در سالهای گذشته مثلا همان دهههای 40 میلادی خیلی عاشقانه کار میکردند، هنرشان را موروثی گرفته بودند و با این هنر بزرگ شده بودند. به نظر من بیشتر وسایل جدید - البته نه همه آنها - کپی هستند و هویت ندارند. اما هویتی که در مبلمان و وسایل قدیمی میبینیم مثل ریشه نژادی آدم میماند. من معتقدم که قدمت ارزش میآورد. علاوه بر این اگر به وسایل نگاهی بیاندازید، میبینید که تقارن جالب و هیجانانگیزی دارند. ضمن اینکه از نظر من این وسایل با طبیعت نیز ارتباط دارند، نوستالژیک هستند و میتوان آنها را فهمید. انگار میخواهند اصالتی را حفظ و بیان کنند که کارهای جدید و کپی این ویژگی را ندارند.

همه مبلمانی که جمع کردهاید کلاسیک و قدیمی هستند؟
خیر. ما مبلمانی هم داریم که تلفیق سبک سنتی و مدرن هستند. اگرچه خودم بیشتر سبک کلاسیک و قدیمی مثل ویکتوریایی را دوست دارم، اما سبکهای تلفیقی سنتی و مدرن هم اینجا میبینید. مثل سبکهای دهه 60 و 70 که به آنها Art Déco میگویند. به نظرم این ترکیبها اثری آرام و زیبا بهوجود میآورند و این آرامش به بیننده هم منتقل میشود. مثلا خانهای را در نظر بگیرید که تماما با عناصر سنتی و قدیمی دکور شده، اینقدر این دکور یکدست است که افرادی که در این محیط زندگی میکنند تحت فشار روحی قرار میگیرند. ولی وقتی به درستی این دو در کنار هم قرار بگیرند، متجلیتر هم میشوند. یعنی هم سبک سنتی و اصیل بیشتر خودش را نشان میدهند و هم مدرن. علاوه بر آن، از نظر زیباییشناختی هم ترکیب درستتر و مورد توجهی ایجاد میکند. در این صورت است که چیدمانی متمایز و منحصربهفرد خواهیم داشت.
به جز قدمت و کیفیت دیگر چه مشخصههایی برایتان مهم است و در انتخاب مبلمان به آن توجه میکنید؟
یکی از زیباترین مشخصهها در مبلمان، سادگی آنهاست. به نظر من سادگی بيشتر، مهارت و استعداد هنرمند و سازنده را نشان میدهد. تجلی کار هنری و ماهرانه در سادگی نمایان میشود. مثلا به مبلمانی توجه کنید که پر از نقش و نگار است، در عین کار زیاد و حرفهای که رویش انجام شده، اما به دلیل تعدد نقوش، اگر خطایی هم در آن رخ دهد بیننده نمیتواند آن را تشخیص دهد یا به سختی متوجه آن خواهد شد. اما در سادگی است که میتوان مهارت را به خوبی درک کرد. علاوه بر مرغوبیت و سادگی کارها، من به هویت عناصر هم اهمیت میدهم. این به آن معنا نیست که من فلان جنس گران را به ارزان ترجیح میدهم. مثلا شاید مجسمهای از جنس برنج داشته باشم اما هویت خود برنج در آن مشخص است. این فلز دستکاری و رنگ و لعاب نشده و زیبایی و اصالتش را هم دارد. یعنی باید هر عنصری خودش باشد و این به شدت مرا جذب میکند.
خودتان بیشتر چه رنگی را برای پارچه مبلمان میپسندید و برای کارهایتان انتخاب میکنید؟
من بیشتر رنگهای زرشکی، سبز، آبی درباری و روناسی را دوست دارم. اما برای کارهایی که برای فروش میگذارم مجموع عناصر را در کنار هم در نظر میگیرم و بعد رنگ پارچه را انتخاب میکنم.
به چه سبکهایی بيشتر علاقهمندید؟
یکی از سبکهایی که دوست دارم، سبک ویکتوریایی است. همچنین بیشتر مبلهایی را دوست دارم که چوب در آن مخدوش نشده باشد و خودش را حتی با وجود طرح و نقش و نگار نشان دهد. حضور چوب برایم خیلی مهم است. از مبلمانی که تماما روی چوب طراحی و کار شده باشد زیاد خوشم نمیآید و تعادل بین طرح و حضور چوب را میپسندم.
بیشتر دوستان و همسن و سالهای شما چه سبکی را دوست دارند؟ میخواهم بدانم سلیقه نسل جوانمان بیشتر به چه سمت و سویی میرود؟
بعضی از آنها سلیقهشان شبیه من است و سبکهای قدیمی را میپسندند، اما بیشترشان مبلمان مدرن را ترجیح میدهند. حتی ممکن است از این مبلمان قدیمی هم خوششان بیاید اما میگویند برای خانهمان حتما مبلمان مدرن را انتخاب میکنیم.
سلایق بازدیدکنندگان نمایشگاه را چطور ارزیابی میکنید؟ بیشتر به چه نوع و سبک مبلمانی گرایش دارند؟
قاعدتا افرادی که برای دیدن مبلمان به نمایشگاه میآمدند، میدانستند قرار است بیشتر چه نوع و سبکی ببینند. خیلیها همین مبلمان را میپسندیدند. بعضیها هم سفارش کار میدادند. مثلا میگفتند ما کاری 80 ساله میخواهیم با چنین سبک و مشخصاتی که حتما برایش پیدا میکردم. یا مثلا مبلمانی داشتند و درباره پارچههای مبل از من نظر میخواستند. چون من دوست دارم کیفیت کارم بالا باشد، تمام تلاشم را برای پیدا کردن و تحویل بهترینها میکنم.
به نظرتان وقتی طرحی را مشتری به طراح میسپرد، سلیقه طراح به مشتری تحمیل نمیشود؟ مثلا دکور یا مبلمانی که طراح دوست دارد و انتخاب آن، آیا تحمیل عقیده او به مشتری نیست؟
اتفاقا من به تعامل این دو معتقدم و بیشتر به سلیقه مشتری اهمیت میدهم. چون خودم مخالف تحمیل عقیده هستم. وقتی مشتری خانهای را به طراح میسپرد بدون هیچ مشورتی، به نظرم نتیجه عجیبی به دست میآید. برای اینکه آدمها بسته به نوع سبک زندگیشان، ارزشها و عقایدشان، نوع معاشرتشان، روش و آداب زندگیشان متفاوتند و توجه به اینهاست که به خانه روح و هویت میدهد. طراح نباید بدون توجه به اینها صرفا با سلیقه و عقیده خود یا هماهنگی چند رنگ و بافت، چیدمانی را به مشتری تحمیل کند. در این صورت هیچ آرامشی برای افراد خانه وجود نخواهد داشت. اغلب افراد در این مواقع مضطرب هستند، انگار که در جایی زندگی میکنند که متعلق به خودشان نیست و به همين دليل دچار استرس و تنش میشوند. من برای تمام عناصر یک خانه با توجه به فردی که میخواهد در آنجا زندگی کند شخصیتی قائل هستم و بدون شناخت و تعامل با مشتری هم هیچ کاری را انجام نمیدهم. حتی معتقد به وسایل گران هم نیستم، ممکن است وسایلی که برای خانه انتخاب میشوند ارزان و کمهزینه باشند اما وقتی درست و به جا انتخاب شوند، به خانه روح میدهند و به افراد خانه هم انرژی مضاعفی خواهند بخشید.

حنس غالب مبلمانی که در خانهتان استفاده ميكنيد چیست؟
چوب. از نظر من چوب موجود زندهای است که دیدنش، لمسش و حس کردنش، حضور طبیعت را برای افراد در این زندگیهای متمدن شهری به ارمغان میآورد. چون ما الآن از طبیعت دور افتادهایم و حضور بخشی از طبیعت در خانه مثل چوب و گیاهان آرامش ایجاد میکند. چوب مادامی که زیر رنگ زیاد و غلیظ، پلیاستر و بتونه نرفته و خفه نشده، هنوز بوی طبیعی خودش را، رنگش را و زندگیاش را دارد و به همين دليل چوب در مبلمان من حضور مستمری دارد و خودش هویتش را بیان میکند بدون اینکه به رنگهای فراوان نیاز داشته باشد. به نظرم چوبهای نامرغوب به رنگ و لعاب زیاد نیاز دارند و وقتی چوبی با کیفیت باشد، باید بگذاریم خودش را نشان دهد.
به نظرتان مبلمان در زندگی خانوادههای ایرانی چه جایگاهی پیدا کرده است؟
بیشتر مبلمانی که در خانههای ایرانی میبینم کلیشهای است. چیزی که برای تولید انبوه ساخته شده و در بازار هم به وفور یافت میشود در خانهها پر شده است. مردم بیشتر به مد توجه میکنند و سلیقه و راحتی خودشان را نادیده میگیرند. بسیاری هم ارزش مادی مبل را با زیبایی، اصالت و کیفیت یکی میدانند و فکر میکنند چون پول زیاد و هنگفتی میپردازند پس مبلمانشان همه ویژگیهای مثبت را دارد ولي این درست نیست. بسیاری از خانوادهها علم زیباییشناختی یا سادگی را نادیده میگیرند و بیشتر به سمت کلیشهها میروند.
با توجه به اینکه در بازار و صنعت مبلمان و اشیاء دکوراتیو جستوجو میکنید، نظرتان درباره صنعت مبلمان در ایران چیست؟ آیا ما طراحان مستقل و خلاق در ایران داریم که بدرخشند؟
ما اساتید زیادی داریم که در این صنعت تلاش میکنند، هنرمندند و سالهای زیادی از عمرشان را صرف این کار کردهاند. ما بهترین کارها و اساتید را در حوزه منبت و معرق داریم. بهترین میناکاری در جهان برای ایران و شهر رشت بوده و بعد روسیه و فرانسه. اما با ورود اجناسی از کشورهای ترکیه و چین، صنعت مبلمان در ایران آسیب دید و هنرمندان هم دچار مشکل شدند. هنر ذات بسیار لطیفی دارد و تا جایی ادامه پیدا میکند که ارتزاق هم داشته باشد. هنرمندی که نتواند روزیاش را تامین کند ناچار هنرش را هم کمکم رها میکند، زیرا مجبور است کسب درآمد کند. مگر افرادی که واقعا به کارشان عشق بورزند و با درآمد اندکی قانع شوند.
ما هنرمند و طراح خلاق زیاد داریم اما وقتی حمایت نمیشوند، جسارت و شجاعتشان در ارائه کارهای جدید از بین میرود. نکته جالبش این است که اگر به مشتری بگوییم این کار برای اصفهان یا فلان هنرمند است رد میکند ولی اگر بگوییم کار ترک است یا فرانسه و انگلیس سریع میپذیرد. با این کار هنر و هنرمند ایرانی هم حتما فراموش خواهد شد. باید این نوع نگرش را تغییر دهیم.
برنامه های سال جاری کمیسیون صادرات
تصاويري از معماري بي نظير ايراني
مينيماليست در چيدمان و معماري ايراني
اصالت هنر ايراني در تابلوهاي مدرن
طبیعت در ابعاد کوچک - همايون سليمي
دكتر مجد- روانشناس: سادگي مهمترين عنصر چيدمان است
برج ميلاد - نگين برافراشته آسمان تهران