
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي به دست ميآيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. ميتوانند همگن باشد چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر اجرا ميشوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها به كمك اين زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان ميكند، ناهمگن هستند. در شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشتركي براي بيان دارند، نه مصالح يكساني به كار گرفتهاند و نه سبك مشخصي را دنبال ميكنند.
در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است.
نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه براساس اتفاقاتي كه در خيابانها و معابر ميافتد شكل ميگيرد.
اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته شد ميتوانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نميتوان وجود آنها را نفي كرد.
عناصر پراهميت در نما

ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر از فضاي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهمترين عناصري است كه ميتوان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
ليكن به دليل اهميت اقتصادي كه سطوح ساخته شده داخلي براي سازندگان دارند، اغلب وروديها به فضاهاي كماهميتي تنزل يافتهاند. سرمايهگذاران ساختماني هم فقط به رعايت ضوابط ضروري طراحي ساختمان بسنده ميكنند.
بيشترين مشكل زماني است كه ورودي وسايل نقليه به حياط پاركينگ با ورودي خود ساختمان يكي شود. در اين حالت فرد واردشونده به ساختمان فقط يك راه باريك كنار ديوار برايش باقي ميماند.
گاه نيز ورودي يك ساختمان مسكوني بيش از حد پرتجمل است، به نحوي كه عملكرد ساختمان را دگرگون ميسازد. زماني هم ورودي به يك بناي بزرگ تنها با روزانهاي امكانپذير ميشود. تناسب ورودي و حجم ساختمان ميتواند نقش مهمي در توجيه عملكرد و شكل ساختمان داشته باشد.
از آنجا كه طبقه همكف ساختمان قسمت اتصال به زمين يا كف پيادهرو است، به صورت قابل توجهي در معرض ديد قرار ميگيرد. طبقه همكف اهميت ويژهاي در زندگي شهري دارد، به اين علت كه عابران پياده اين قسمت را به طور مستقيم ميبينند. از اين رو نماي اين قسمت پراهميت است و مصالح مورد استفاده در اين قسمت بايد نسبت به بقيه ساختمان با دوامتر و مستحكمتر باشد تا عابر در نگاه به نماي ساختمان احساس ثبات كند. ساختمانهايي كه طبقه همكف آنها عملكرد تجاري دارد، به دليل تغيير دكوراسيون واحدهاي تجاري دايما دستخوش دگرگوني ميشوند. همين موضوع موجب ميشود كه ساختمان مذكور شخصيت ثابت خود را از دست داده و داراي نماي شناخته شده ثابتي نباشد.

تراسها چشماندازهاي جديدي نسبت به فضاهاي بيرون براي ساختمان فراهم ميآورند. بالكنها نبايد حالت موقت و ناپايداري كه در بيننده تصور به راحتي جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصري بام انتهاي نماست. بام پوستهاي است كه بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراين لبه بام نميتواند بدون تفاوت با ديگر قسمتها در آسمان رها شود. صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر ديد عموم قرار دارد، در واقع پراهميتترين قسمت ساختمان در برابر عابران و ساير افراد غيراستفادهكننده از ساختمان است. همانطور كه عنوان شد نماي ساختمانها، نماي شهري را ايجاد ميكند، اما به دليل ضعف قوانين موظفكننده طراح و سازنده در اين ارتباط،نماي ساختمان در كمترين قرار گرفته است.
در بسياري از شهرهاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژهاي در ارتباط با سيما و كالبد شهر وجود دارد و گروهي از برجستهترين افراد با تخصصهاي مرتبط هنر زيباسازي و زيباشناسي به كنترل طرحهاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمانها و محيط شهري يعني از جنبههاي رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و ... ميپردازند.
آنچه براي علاقهمندان به اين موضوع نگرانكننده است، پاسخگويي با شتاب به نيازي كاملا محسوس است. در اين ساخت و ساز پرشتاب نياز به بررسي طرحهاي ارايه شده توسط جمعي از صاحبنظران و مسوولان در مراكز تاييد پروانههاي ساختماني ضروري به نظر ميرسد. بررسي ميداني طرح ساختمانها با بناهاي اطراف از لحاظ كيفيت طرح معماري، نماي ساختمان،تناسب حجم آن با ساختمانهاي اطراف، زيبايي طرح و مصالح مورد استفاده و ... ني زگامي موثر در بالا بردن كيفيت نماهاي شهري است. با در نظر گرفتن موارد ذكر شده و القا آن توسط شهرداري هر شهر، ميتوان شاهد ارتقا كيفيت شهرها و زيباسازي نماي شهرها بود.
