
پذيرفتن اين موضوع چندان سخت نيست كه «نما» در ميان مفاهيم مختلف ساختمانسازي از اهميت بصري اجتماعيتري برخوردار است. نماي يك ساختمان در حقيقت وجه اجتماعي آن ساختمان و زبان ديالوگ و تعامل آن با فضاي اطرافش است. ايدههاي يك معمار، در طراحي يك بنا تنها در نماي آن بناست كه رخ مينماياند و اگر خوب طراحي شده باشد، ما را با زبان بصري خود به درون دعوت ميكند. اين بعد از معماري البته در طراحي شهري نيز اهميت دوچنداني دارد؛ زيبا شدن جلوه ظاهري و بيروني ساختمان و در نتيجه ايجاد دورنماي مناسب براي محلي كه ساختمان در ان واقع شده است، يكي از اين دلايل است. از طرفي ميتوان از نگاه مهندسي سازه هم دلايل قانعكنندهاي براي توجه به نماي يك ساختمان عنوان كرد:
- كاهش اتلاف انرژي در تمام مدت سال، چرا كه نما در ساختمان نقش يك عايق حرارتي و برودتي را ايفا ميكند كه از هدر رفتن انرژي توليدي سيستمهاي گرمايشي و سرمايشي جلوگيري ميكند، همچنين ميتواند موجب دفع و انعكاس گرما در تابستان، خاصه در مناطق گرمسيري شود و عكس همين عملكرد را رد فصل زمستان براي جذب انرژي خورشيدي و گرم شدن ساختمانها در مناطق سردسيري ايفا كند.
- نماي ساختمان به عنوان يك عايق صوتي ايدهآل و مناسب عمل ميكند. كاملا واضح است كه نماي ساختمان نقش بسيار مهمي در كاهش ورود آلودگيهاي صوتي و صداهاي آزاردهنده محيط بيرون به فضاي داخلي ساختمان ميكند. اين موضوع در ابرشهرهاي با آلودگي صوتي بالا، بيشتر نمود پيدا ميكنند.
در ساخت و سازهاي عصر حاضر، اين عايقكاري صوتي با استفاده از نماهاي شيشهاي و با به كارگيري شيشههاي چند لايه، به نتايج بهتر با بازده بيشتري رسيده است. زيرا هم بهرهگيري از نور بيرون براي تامين روشنايي داخل ساختمان سهلتر است و هم از ورود صداهاي ناهنجار به داخل جلوگيري ميشود.
- كمك به افزايش دوام و پايداري ساختمانها در برابر شرايط نامساعد جوي و محيطي و در نتيجه افزايش عمر مفيد ساختمان.
نماي هر ساختمان در شكلدهي به مجموعه شهري كه در آن حضور دارد، موثر است. اگر به نماي يك ساختمان بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانهاي شهر توجه شود، همگوني نماي شهري در مجموع از بين ميرود.
به نقل از پايگاه اطلاعرساني شهرسازي و معماري، بررسي آماري نشاندهنده اين موضوع است كه در هر سال 50 ميليون نفربه جمعيت شهرنشين كشورهاي در حال توسعه اضافه ميشود. در ايران نيز شهرنشيني طي دهههاي گذشته با شتاب فزايندهاي گسترش يافته و همچنان اين روند ادامه دارد.
رشد سريع جمعيت و گرايش مردم به شهرنشيني، تقاضاي فزايندهاي را براي تهيه مسكن به دنبال داشته كه اين موضوع در پي خود مشكلات عديدهاي در زمينه توسعه شهري به وجود آورده است. ناتواني در پاسخگويي مطلوب و مناسب به اين مساله، وضعيت نامطلوبي را به صورت بيمسكني، بد مسكني و تنگمسكني براي بسياري از اقشار جامعه به همراه آورده است.
مسكن به عنوان يكي از نيازهاي نخستين بشر، ابتداييترين سوالي بوده كه انسان سعي در يافتن پاسخي مناسب و معقول براي آن بوده است، اما هميشه در برنامهريزيهاي ملي به مسكن نه به عنوان محلي براي آسايش ساكنان در ابعاد عيني و ذهني، بلكه به عنوان يك مشكل اقتصادي فقط از اين بعد برخورد شده است.
سازندگان و توليدكنندگان مسكن آزاد به دليل اينكه به دنبال فروش سريع و بازگشت سرمايه خود هستند، سعي در هر چه بيشتر مطرح كردن خود در محله مسكوني و نمايشي متمايز از بناي خود دارند. به همين دليل يكي از دلايل عمده ناهماهنگي نماي ساختمانها در سطح شهر هستند.
در رابطه با مسكن تعاوني شرايط بدتري وجود دارد. به دليل وضعيت مالي ضعيف سازندگان و اينكه ساكنان و مالكان به دنبال فروش ساختمان نيستند، بدون انجام عمليات پاياني نظير نماسازي مورد استفاده قرار ميگيرند و يا با كمترين هزينه و بدون طراحي نما، حجم و كالبد ساختمان رها ميشود. البته در سالهاي اخير در شهر تهران هيچ ساختماني بدون نماسازي نبوده است،ليكن اين مساله در شهرستانها همچنان انجام ميشود.
