اصول معماري ايراني - بخش 5
هنر و معماري ايران از ديرباز داراي چند اصل بوده كه به خوبي در نمونههاي اين هنر نمايان شده است. اين اصول عبارتند از: مردم واري، پرهيز از بيهودگي، نيارش، خودبسندگي، و درونگرايي. در اين بخش سعي در توضيح جزئي هر يك از آنها داريم.
اين قسمت - درونگرايي
اصولا در ساماندهي اندامهاي گوناگون ساختمان و به ويژه خانههاي سنتي باورهاي مردم بسيار كارساز بوده است، يكي از باورهاي مردم ايران ارزش نهادن به زندگي شخصي و حرمت آن و عزت نفس ايرانيان بوده كه مي توان گفت كه اين امر به نوعي معماري ايران را دگرگون ساخته است.
معماران ايراني با ساماندهي اندامهاي ساختمان در گرداگرد يك يا چند ميانسرا، ساختمان را از جهان بيرون جدا ميكردند و تنها يك هشتي اين دو را به هم پيوند ميداد. خانههاي درونگرا در اقليم گرم و خشك، همچون بهشتي در دل كوير بودند؛ فضاي درونگرا مانند آغوش گرم بسته است و از هر سو رو به درون دارد.
سردر اين خانهها داراي دو سكو بود و درها داراي دو كوبه ويژه مردان و زنان. دو دالان يكي از بخش بيروني و ديگر از بخش اندروني خانه به هشتي راه داشتند. اندروني جايگاه زندگي خانواده بود و بيگانگان به آن راه نداشتند. بيروني ويژه مهمانان و بيگانگان بود كه جداگانه پذيرايي ميشدند و گاهي مهمانان در بالاخانه (اتاق روي هشتي) كه به اندروني نزديك بود، پذيرايي ميشدند.
بخش بيروني آذينهاي بيشتري نسبت به اندروني داشت. معماران حتي در ساختمانهاي برونگرا مانند كوشك ميان باغها نيز درونگرايي را پاس ميداشتند. كوشكها ساختمانهايي برونگرا بودند كه گرداگرد آنها باز بود و از هر سو به بيرون باز ميشدند بيشتر خانههاي غربي يا شرق آسيا چنين هستند. اگر اين ساختمانها را در يك ميان سراي بزرگ هم بسازند باز هم برونگرا هستند ولي كوشك باغ دلگشاي شيراز با اينكه ساختماني برونگراست ولي ورودي غيرمستقيم دارد.
خانههاي برونگرا در برخي سرزمينهاي ايران مثل كردستان، لرستان و شمال ايران نيز ساخته ميشوند ولي در سرزمينهاي مياني و گرم خشك خانههاي درونگرا راه حل مناسبي براي خشكي هوا، با دماي آزاردهنده و آفتاب تند هستند.
